ما با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیمت
وجه ؛جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA" " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی و جواب باشد . قدم چهارم ........... احساسات سوال 21 ) احساسات شخصی خود را چگونه شناسایی می کنم ؟ احساسات ما همیشه سه قائده کلی دارند که شناسایی آنها برای ما تا این حد قابل شناسایی هستند ؛
احساسات ما گاهی درزندگی لذت بخش و توام با آرامش هستندکه به آنها
https://telegram.me/nafasbenafas1احساسات خوشایند میگویم. بطور مثال مانند ؛ عشق و محبت - نشاط – شادی – احترام – پیروزی- رضایت – امنیت –طراوت – دوستی – موفقیت – معنویت – روحانیت – و و . . .
احساسات ماگاهی درزندگی آزاردهنده وتوام با غم رنج هستندکه به آنهااحساسات ناخوشایند میگویم .
بطور مثال مانند ؛ بغض – افسردگی – خشم – تنفر – کینه - ترس – دلتنگی – پشیمانی – درد – شرم – گناه – خجالت –حقارت – قربانی –عدم امنیت - حسادت – شکست – بی تفاوتی و و ..
احساسات ما گاهی ، هم خوشایند ، و هم ناخوشایند هستند که به آنها احساسات ترکیبی میگویم بطورمثال مانند ؛ غم وشادی – نشاط و دلتنگی - کینه و محبت – و لذا بیشتر اوقات در زندگی گرفتار اینچنین احساساتی هستیم در واقع در شرایطی قرار میگیریم که میگوییم ؛ نه خوبم ، نه بد ، معمولی هستم .
در هر صورت احساسات ما خارج از این سه نمیتواند باشد ، اگر احساس شادابی و نشاط میکنیم بطور حتم دلایلی دارد و اگر احساس غم و تشویش میکنیم آنهم مطمئناً دلایلی دارد ، گاهی این دلایل برای ما واضح و آشکار هستند و گاهی ناشناخته و پنهان می باشند .ولذا ما برای آشکار شدن این احساسات در این بخش سعی میکنیم از طریق ترازنامه گرفتن به آنها دست یابیم .
قبل از اینکه در حد بضاعت خود، وارد شناسایی احساسات شویم بهتر است نخست بدانیم که معنای احساس چیست ؟ احساس یعنی ، ادراکی که از طریق حسهای پنج گانه در می یابیم ، و تعریف آن یعنی ؛ ( احساس یک عکس العمل درونی توام با هیجان می باشد و لذا بر اساس ، کُنش های بیرونی و یا درونی ، واکنش های هیجانی منفی یا مثبت درونی از خود نشان میدهد . )
هدف ما از شناسایی احساسات به هیچ وجه پی بردن به ماهیت وکُنه احساسات نیست ، بلکه بیشتر تمرکز ما به روی این است که با نحوه پروسه های که احساسات ما طی میکنند آشنا شویم ، تا از این طریق به نحوه ظهور آنهاپی ببریم وهمینطور ازعوامل تاثیرگذار به روی احساسات شناختپیدا کنیم ، وهدف ما در نهایت از شناسایی احساسات این است تا شرایط بهتری را برای اخلاق مداری خود بوجود بیاوریم . البته لازمه این کار بدیهیست که از طریق ترازنامه گرفتن از احساسات میسر می باشد .
ما برای اینکه بتوانیم احساسات خود را شناسایی کنیم ،بنابراین، در ابتدا لازم است تا عوامل تاثیرگذار به روی احساسات خود را بشناسیم ، عوامل تاثیرگذار یعنی مجموعه ای از قسمت ها و بخشهاییکه تاثیرات مستقیم به روی احساسات ما میگذارند که در دو بخش عمده می باشند ؛
ب
خش اول ؛ بیرونیhttps://telegram.me/nafasbenafas1یعنی ما به عنوان یک انسان موجودی هستیم که احساساتمان تحت تاثیر مستقیم حوادث و یا اتفاقاتی که در پیرامون ما رخ میدهد شکل میگرند . بدیهیست که اگر این رخدادها شادی آفرین باشند ما هم شاد میشویم و احساس خوشایندی پیدا میکنیم و اگر این رخدادها غم انگیز باشند احساسات ما هم غمگین میشوند و به ما احساس ناخوشایندی دست میدهد . بدیهیست منظور از پیرامون بسیار گسترده میتواند باشد ، یعنی از فرهنگ و اخلاق در جامعه گرفته تا امنیت ها یا عدم امنیت های اقتصادی ، اخلاقی ، معنوی ، عقیدتی و و . . .
بخش دوم ؛ درونی ، یعنی بخش های از درون خودمان ، که این قدرت را دارا هستند که به روی احساسات ما تاثیرات مستقیم یا غیر مستقیم بگذارند ، بطور مثال ؛
جسم ؛
یعنی اینکه سلامتی و یا بیماری های ما این ظرفیت را دارند که به روی احساسات ما تاثیرات مثبت یا منفی بگذارند . بطور مثال ؛ چنانچه هورمون های مورد نیاز بدن ما ، کم یا زیاد ترشح شوند بی شک این ظرفیت را دارند که روی احساسات ما تاثیرات مثبت یا منفی بگذارند .همینطور در این بخش پنج حس اصلی یعنی ( لامسه - شنوایی – بینایی – چشایی – بویایی - ) وجود دارند که منشاء بروز بسیاری از احساسات در ما هستند .
https://telegram.me/nafasbenafas1تغذیه ؛
یعنی اینکه نحوه خوردوخوراک ما به روی احساسات ما تاثیرمیگذارند ، بطور مثال وقتی پرخوری میکنیم همین مسئله باعث میشود که احساسات معنوی و یا رمانتیک درما رو به تَنَزُل برود و برعکس زمانی که در اثر فقر غذایی کم خوری میکنیم به این وسیله در اثر نرسیدن یکسری از ویتامین و پروتئین ها احساساتمان گرفتار نوسانات میشوند . بنابراین ، تغذیه سالم این قابلیت را دارد که احساسات ما را سالم کند .
فضایل و نواقص ؛
از جمله فاکتورهای هستند که به روی احساسات ما تاثیرات مستقیم میگذارند در واقع هر چقدر که سعی میکنیم فضایل و کمبودهای اخلاقی خود را ارتقاء دهیم به همان اندازه احساسات ما سالمتر و متعالی تر میشوند و لذا رنگ وعطر روحانیت بخود میگیرند ، و برعکس هر چقدر گرفتار نواقص و ضعف های اخلاقی خود میشویم به همان اندازه احساساتمان جریح و در غایت بیمار میشوند .وقتی نواقص ما فعال باشند احساساتمان بوی هواهای نفسانی میدهند و لذا وقتی بسیاری از احساسات ناخوشایند خود را مورد بررسی از طریق ترازنامه گرفتن میکنیم متوجه میشویم که منزل در نواقص ما دارند .
https://telegram.me/nafasbenafas1عقل ؛
نحوه تاثیر عقل به روی احساسات بستگی به این دارد که عقل ما سالم باشد یا بیمار باشد ، عقل سالم عقلیست که سودجو و پیامدنگراست در حالیکه عقلی که بیمارشده است این ویژه گیها راندارد ، بنابراین ، عقلی که سالم باشد مهار احساسات ناسالم را بدست میگیرد ، در حالیکه عقلی که بیمار باشد احساسات بیمار مهار آنرا بدست میگیرد . احساسات هرگز سودنگر و پیامد نگر نیستند و لذا اکثراً در تقابل با عقل قرار دارند .
ذهن ؛
ذهن یعنی دریچه ایی که ما از این طریق با دنیا و هستی ارتباط برقرار میکنیم ،بنابراین ، ذهنیت ما از زندگی، تجارب یا دانش هایست که در طول عمرمان به آنها دست یافته ایم و لذا همین تجربیات از زندگی ، هستی و چگونگی هستی ما را معنا میکند لذا انباشته از نگرش های گوناگون است ، بنابراین ، ما به عنوان یک انسان داری یکسری از نگرش ها هستیم ، که از باور و اعتقادات ما سرچمشه میگیرند و لذا اینگونه باورها به روی نگرش و نوع نگاه ما ، در رابطه با طرز مقابله با اتفاقات پیرامونی تاثیرگذارهستند ، ولذا اکثر احساسات ما براساس نوع نگرش و ذهنیت ما در وجودمان برانگیخته میشوند . بنابراین ، ذهنیت های قبلی ما این پتانسیل را دارند که به روی مثبت و منفی کردن احساسات ما تاثیر بگذارند ، اگر باورهای ما براساس یک اعتقاد سالم باشد پیداست که اینگونه نگرش ها نقش مهمی در بروز احساسات مثبت دارند بطور مثال ؛ (( میگویند دوتا سطل چاه با هم یک وظیفه داشتن و با هم زندگی میکردند اما یکی از این سطل ها همیشه عبوس بود واحساسات بد و ناخوشایند داشت ، در عوض اون یکی سطل همیشه شاداب و پر از احساسات خوشایند بود ، یه روز سطل دومی از اولی پرسید ؛ توچرا همیشه حالت گرفتس ؟ چرا اینقدر عبوس و کج خُلقی؟ سطل اولیه گفت : برادر چرا حالم گرفته نباشه ، ببین ، من همیشه ، پُر، از این چاه بیرون میرم در حالیکه باز خالی به این چاه برمیگردم ، در همین حین رو به سطل دومی کرد و گفت : حالا توبگو ببینم چرا همیشه اینقدر شاداب سرزنده و خوش خُلق هستی ؟ سطل دومی گفت : برای اینکه نوع نگرش من با تو فرق میکنه ، من همیشه فکر میکنم که خالی به این چاه میایم ، اما پُر ، از این چاه بیرون میروم . )) .
علاوه براین ،ذهن ما بر اساس اِلِمان ها و نمادها و سَمبل ها و تعاریف و همینطورالفباهای از قبل بیان شده و یا تجربه شده ، میتواند زبان و معنای مفهومی را شناسایی کند ، و لذا زبان احساس یک زبانیست فراتر از این ادات ، بنابراین گاهی ذهن ما با معلومات زمینی خودش نمیتواند و قادر نیست احساس جدیدی را کشف یا آنرا شناسایی کند و لذا آنرا یا پس میزند و یا بلاتکلیف میگذارد . گاهی ذهن ما در اثر وقوع احساسات تکراری که قبلاً آنها را تجربه کرده ، آنها را درک و شناسایی میکند اما نحوه بیان اینگونه احساسات را یا نمیداند و یا قدرت بیان اینگونه احساسات را ندارد. بنابراین ، درچنین حالتیست که احساس میکنیم یک قطعه موسیقی بهتر زبان احساسات ما را بیان میکند .
فکر
https://telegram.me/nafasbenafas1 همینطور که ماه باعث جزر ومد آب دریاها میشود ، فکر ما نیز این قدرت را دارد که به روی احساسات ما تاثیرات شگفت و عمیق بگذارد ، حتی فکر ما این قدرت را دارد که اندازه و میزان احساسات ما را کم یا زیاد کند و لذا در احساسات ما دخل وتصرف کند ، گاهی تشخیص فکر از احساس ممکن است برایمان ناشناخته باشد ، بطور مثال ، گاهی وقتی میگوئیم احساس میکنیم دقیقاً لحظه ای است که داریم فکر میکنیم و لذا اصلاً ربطی به احساس ندارد ، و بر عکس گاهی وقتی میگویم که فکر میکنیم در واقع داریم احساس میکنیم ، بطور مثال گاهی ما میگویم ؛ احساساتم آزاردهنده هستند و مرا اذیت میکنند در حالیکه اینها افکار آزار دهنده هستند ، اما چطور میتوانیم قادر شویم که تفاوت فکر و احساس را شناسایی کنیم ،فکر یک قوه پردازشیست ، بطور مثال ؛ وقتی میخواهیم رابطه ای را برقرار کنیم آن رابطه را در افکار خودمان سبک و سنگین میکنیم ، در صورتیکه احساس یک رخداد آنی و ژرف ودرونیست ، بطور مثال بعضی از ما بر اساس تفکراتمان اقدام به گرفتن ، همسر و یا معشوق و یا راهنما میکنیم و در این رهگذر بدیهست تعلل و تعمقی را طی میکنیم ،در حالیکه بعضی از ما بر اساس احساساتمان اقدام به گرفتن ، همسر و یا معشوق و یا راهنما میکنیم که منشاء اینگونه احساسات برانگیختگی آنی میباشد که بر حسب جاذبه های درونی اتفاق می افتد .
https://telegram.me/nafasbenafas1غرایز؛
غرایز همیشه نیازهای دارند و لذا اکثراً برای رسیدن به منظورشان از احساسات ما استفاده ابزاری میکنند ، ما برای شناسایی منشاء بسیاری ازاحساسات خود ، زمانی که آنها را مورد بررسی و تراز قرار میدهیم ، نهایتاً رد پای چهار غریزه مهم را به وضوح مشاهده میکنیم که عبارتند از ( غریزه مالکیت - غریزه قدرت - غریزه جنسی - غریزه ترس ) .
بنابراین همینطور که ملاحظه کردیم عوامل خارجی و درونی بسیار گسترده ای قابلیت تاثیرگذاری به روی احساست ما را دارند و لذا ممکن است وقتی احساسی را بررسی میکنیم ریشه آن در یکی از موارد فوق باشد .
گاهی ما برای شناسایی یک احساس که در ما ظهور کرده ، بهتر است به اتفاقات و یا رفتارهای خودمان در این آواخر فلش بک کنیم ، ما در این رابطه سعی میکنیم متمرکز به روی این مسئله باشیم که از چه زمانی این احساس در ما ظهور کرده است و پس از آن چه کارهای کرده ایم که باعث بروز این احساس در ما شده است . ما در این رابطه سعی میکنیم دقیق و باریک بین و همینطور نکته سنج باشیم ، بطور مثال ؛ ممکن است دیدن یک آلبوم از عکس های گذشته و یادآوری خاطرات نوستالژیک و یا حتی گوش کردن یک ترانه، که خاطره ایی با آن داشته ایم " ماند " احساسات منفی ما را برانگیخته باشد .
گاهی ممکن است دچار احساسی شویم که قادر به بیان آن نیستیم ، یعنی احساساتی که نه میدانیم منفی هستند و نه میدانیم مثبت هستند و لذا سر درگم هسستیم ، که به اینطور احساسات اصطلاحاً " احساسات ترکیبی " میگویم ، در واقع این حالت مانند این میماند که شش رنگ مختلف را بطور مساوی با هم قاطی کنند و سپس به ما بگویند این مخلوط چه رنگیست .اگر احساسات خودمان را بطور مثال با رنگها مقایسه کنیم ، مثلاً ؛ ( رنگ قرمز احساس شادیست ، و رنگ آبی غمگینیست ) بنابراین ، وقتی این دو رنگ با هم مخلوط شوند رنگ بنفش بوجود میاید .
https://telegram.me/nafasbenafas1 حقیتاً وادی احساسات یکی از پچیده ترین و همینطور پُر رازورمزترین ، نهاد وجود ما را شکل داده اند ، گاهی ما ممکن است با احساساتی روبری شویم که این احساسات جعلی میباشند ، گرچه ممکن است زیربنای ذره ای آنها ، احساسی باشند و واقعی باشند اما حقیقی نیستند ، یعنی ریز تراشه های از احساساتی هستند که در حوضچه های افکار بیمار ما تبدیل به یک بادکنک توخالی و حجیم و همینطور ویروسی شده اند و لذا اینگونه احساسات درنهایت پوچ و بی معنا و همینطور کاهنده انرژی هستند ،گاهی ما خواسته های نفسانی خود را احساس تلقی میکنیم و لذا تفاوت احساس و خواسته های نفسانی را یکی میدانیم در حالیکه این دو مقوله از هم جدا هستند اما احساسات ناب و حقیقی ما که سرچشمه آن وصل به روح و معنویت ماست ، همیشه تعالی بخش هستند ، و لذا ما هرگاه به اینگونه احساسات اصیل اعتماد کردیم در نهایت به نتایج متعالی ای دست یافتیم ، گاهی عقل راهی را که صد ساله طی میکند ، ما با اینگونه احساسات آنرا یک شبه طی میکنیم . میگویند در بخش ذهن ما پیچیده گی ها و قدرت های وجود دارد که ما فقط از یک پنجم آن اطلاع داریم همینطور در احساسات ما ناشناخته ها و قدرت های وجود دارد که ما شاید کمتر از آنچه درباره ذهن اطلاع داریم از این احساسات اطلاع داشته باشیم .
https://telegram.me/nafasbenafas1