بسم الله الرحمن الرحیم
اگر بخواهم در باره ی آیاتی از
قران که خوانده ام چیزی بنویسم و یا برداشت خودم را بگویم ، برایم کاریست سخت و
دشوار است ، آیاتی که بزرگترین مفسران و مدرسان هنوز در « بای » بسم الله آن مانده
اند ، پس من چگونه میتوانم شرح و یا
مطالبی راجع به آن بنویسم ، بنابراین ، حقیقتاً احساس عجز و ناتوانی میکنم و لذا از
خداوند همانطوریکه موسی علیه السلام در سوره طه آیه 25 دعا کرد و گفت :
(( قَالَ
رَب اشرَحْ لي صدْرِي - گفت : پروردگارا
سينه مرا بگشاي (25) وَ يَسرْ لي أَمْرِي -
و كارم را به من آسان كن (26) وَ
احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّساني - و گره
از زبان من باز كن (27) يَفْقَهُوا قَوْلي - تا گفتارمرا بفهمند ، ))
بنابراین
با استعانت از خداوند مدد می طلبم تا بتوانم با درک شخصی ، فقط در رابطه با اولین
آیه قرآن که مزین تمامی سوره های قرآن می باشد بجز سوره توبه مطالبی را عرض کنم
ایزد
متعال اولین آیه ای که به پیامبر امین خود وحی کرد بسم الله الرحمن الرحیم بود ، و
بر اساس تکرار این آیه در آغاز هر سوره لاجرم انسان کنجکاو میشود که چرا خداوند
این آیه را اینقدر تکرار میکند ولذا به اندیشه انسان اینگونه متبادر میشود که گویا
چکیده و جوهر و یا ذات پیام آسمانی خداوند در این آیه نهفته است .
بسم الله جزو اولین کلمات مقدسه وحی شده است و
لذا کسی که تمامی امور زندگی خود را با بسم الله شروع میکند یعنی بر خداوند توکل
کرده ، توکل به خداوند معنایش این است که ای ایزد یکتا ، من نه میدانم و نه میتوانم ، و آنچه را که تو برایم رقم میزنی بطور قطع
برای من بهترین است ، بنابراین کسیکه مفهوم بسم الله را درک میکند ، متوجه میشود
که فقط « الله » است که صاحب وخداوند اوست نه کس دیگری ، ولذا ، کسی که معنای
واقعی بسم الله را بداند و درک کند ، بعید
است در زندگی گرفتار و یا فرمانبردار ،
نفس و یا زر و زور و یا قدرت های دنیوی گردد.
اما در ادامه این کلمات مقدس صفات « الله » توصیف میشود ، یعنی (( الرحمن و الرحیم )) یعنی خداوند بخشنده و
مهربان است ، تاکید خداوند به این دو شاخصه خود برای ما بطورقطع و یقین این پیام
را دارد که اگر تو هم میخواهی بنده ما باشی ، بنابراین ، باید بخشنده و مهربان
باشی ، همانطوریکه رسول اکرم بنده خدا بود و با جاری کردن این پیام آسمانی در سیره
و زندگی خود ، حتی پس از پیروزی بر کفار و دشمنانی که بدترین رفتار و جفاها را با
او کرده بودند ، آنها رامورد عفو و رحمت خود قرار داد حتی بَرده ای بنام وحشی را ،
که عزیزترین عمو پیامبر را شهید کرده بود مورد بخشایش قرار داد ، حقیقتاً در هیچ
یک از ادیان توحیدی نسبت به گذشت و عفو کردن آن قدری که در قرآن به آن سفارش کرده
است مورد تکریم قرار نگرفته است ، آیات متعدد و فراوانی در قرآن است که انسان را
تشویق به بخشیدن میکند بطور مثال در سوره یوسف آیه 92 میفرماید
؛ (( قَالَ لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ
وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ - [يوسف]
گفت امروز بر شما سرزنشى نيست ،خدا شما را مىآمرزد و او مهربانترين مهربانان است
)) وحضرت یوسف به فرمان خداوند گردن مینهد و برادرانی که در حق او اینگونه جفا
کرده بودند مورد عفو و بخشش قرار میدهد .
اینکه خداوند اینقدر بندگان خود را تشویق به
گذشت و بخشش میکند بخاطر برکاتی است که گذشت و بخشش برای انسان با خود به همراه می
آورد . گذشت و بخشش باعث میشود تا انسان دل
و قلب خود را که جایگاه خداوند است را ، پاک
و از نفرت دور سازد ، و همین مسئله باعث میشود تا انسان تقوای خود را ارتقاء دهد ، همینطور بخشش و گذشت باعث می شود تا انسان
عزیز و با عزت و با اعتبار شود ، همانطوریکه
حضرت رسول اکرم در این رابطه میفرمایند ؛
« عفو و گذشت سبب عزت و آبرو میگردد. چرا که
عفو چیزی جز عزت بر انسان نمیافزاید »
همینطور
در جای دیگر رسول اکرم(ص) میفرمایند:
«عفو و گذشت
سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد».
و در همین رابطه امام رضا(ع) میفرمایند: «هرگز
دو گروه با هم رویاروی نشدند، مگر اینکه باگذشتترین آنها پیروز شد.»
یکی دیگر
از برکات عفو و گذشت و بخشیدن ، از بین رفتن کینه توزی هاست ، کینه و نفرت
باعث بسیاری از امراض مختلف در انسان میشود مانند
بیماری های قلبی و گوراشی و یا ضعف اعصاب و بیمارهای عدیده روانی ، و همینطور کینه و نفرت مسبب بسیاری از ناهنجاری
مانند خودخوری ، بد خلقی ، جنگ ، دعوا و مرافه و بسیار دیگر از رنجها برای آدمی
میشود ، بنابراین هر چقدر از مزایا و برکات عفو و بخشش بخواهیم بگویم کم است و به قول
امام علي (ع) که فرمودند : «العفوُ تاجُ
المكارِمِِ» گذشت زينت بزرگواريهاست .
********
در هر حال قرآن کتابیست نجات بخش که اگر به
مفاهیم و معنای آن پی ببریم و به آنها عمل کنیم ، بدون شک از رستگارانیم ، اما در
پایان بعنوان حُسن ختام ، نوشته عارفانه شهیدمهدی رجب بیگی در باره قرآن تقدیم
میگردد ؛
آنگاه که درون خویش را از خود تهی
یافتی ، و بیرون خویش را خالی از خدا ....
. . قرآن بخوان
آنگاه که در دریای خروشان زندگی ، در چنگال
طوفان جهل و ترس اسیر شدی ، و ساحل صلاح و صلح و کشتی نجات و رهایی را آرزو کردی ،
. . . قرآن بخوان
آنگاه که عقلت ، احساساتت را به بند کشید و فکرت «عشقت » را ، و قوۀ پیوستن
به یزدان به نیروی عرفان را ، از دست دادی
،...................... قرآن
بخوان
آنگاه که در کوچه باغهای یأس ، حیران و سرگردان ، نا امید و پریشان ، در
جستجوی قطره ای آب کشتزار خشک و قحطی زدۀ اندیشه ات را تسلی می دهی، از دریای بی
کران امید َلختی بر گیر و. .. . . . . . . . . .
قرآن بخوان
آنگاه که مرگ را « ختم » و « معاد » را « وهم » ، و پندار خود را ، «حتم » یافتی
،
قرآن بخوان
آنگاه که غرور ، وجودت را گرفت و تفاخر شعورت را ، و ذلت خویش را عزت ، و
نخوت خویش را ، همت یافتی ...... قرآن بخوان
آنگاه که از درستی گسستی ، و بر مرکب سستی نشستی ، و به پستی پیوستی ، ودر
منجلاب تباهی ،رهایی را خواستی ،........ قرآن بخوان
آنگاه که نسیان گریبانت را گرفت ،و عصیان دامانت را .... قرآن بخوان
آنگاه که نهایت سعادت را بودن ، و شهادت را ، نهایت
حیات پنداشتی . . . . . . . . . قرآن
بخوان
آنگاه که گذشته را حسرت و حال را عُسرت وآینده را حیرت احساس کردی ،«شب قدر
»را به یاد آور و آنگاه . . . . . . قرآن بخوان
آنگاه که در دل سیاه شب و در اعماق تاریک ظلمات ،در جستجوی نور و روشنی ، ره
می پویی و در آرزوی صبح و سپیدی ،افق را به امید نظاره فلق مینگری تا شاید طلوع
فجر را در نیمه شب تماشا کنی ، « قرآن » را باز کن ، تا در فلق برگهایش و در افق
اندیشه ات شفق را دریابی ،آنگاه ،،.......
« شهید مهدی رجب
بیگی »
التماس دعا