ما با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم
توجه  ؛جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA"  " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی  و جواب باشد
قدم چهارم  ........... گناه و خجالت
سوال 28 ) در مورد چه کسی یا چه چیزی احساس گناه یا خجالت میکنم ؟

https://telegram.me/nafasbenafas1

نکته ؛

                                  منظور از (( کلمه " چه چیزی " میتواند مفهوم گسترده ای داشته باشد از مفاهیم انتزاعی گرفته ، مانند ، عدالت ، انسانیت ، سیاست ،  تا مسائل اجتماعی ، و یا محیط زیست و طبیعت و یا حیوانات و یا افکار و تصورات ذهنی  ))
ما گناه را در دو بخش کلی در زندگی احساس میکنیم ؛
بخش اول ؛ گناهان بزرگ ؛
یعنی اینکه در گذشته بر اساس اختیار وهمچنین در بیداری و هوشیاری از ما رفتاری سر زده که این رفتار مغایر و متضاد با اعتقادات و اصول و ارزش های ما بوده  ، از طرفی اینگونه گناهان چون دائماً جلوی چشمان ما می باشد و سایه آن زندگی ما را سیاه کرده و ما  را بطور جدی مورد آزار و اذیت قرار میدهد ، لذا ما به اینگونه رفتارها که به فعل در آمده اند گناهان کبیره یا گناهان بزرگ میگویم ، به عبارت دیگر از منظر ما گناهان بزرگ یعنی احساس مخربی که دائماً آرامش و ثبات زندگی ، و خور و خواب ما را بهم ریخته است  .
بخش دوم ؛ گناهان کوچک؛
                                          یعنی اینکه در گذشته بر اساس اختیار و همچنین در بیداری و هوشیاری از ما رفتاری سرزده که این رفتار هر چند مغایر و متضاد با اعتقادات و اصول و ارزش های ما بوده  ، اما اینطورهم نیست که تاثیرات آن آرامش زندگی ما را به هم ریخته باشد .
                                                                     https://telegram.me/nafasbenafas1  اصولاً گناهی را بزرگ شمردن ، و یا اینکه گناهی را کوچک شمردن ،  بستگی مستقیم به نوع بینش و نوع اعتقادات و معرفت ما دارد ، و لذا ممکن است گناهی که برای بعضی از ما جزو گناهان کبیره باشد برای دیگری گناهی بی  اهمیت باشد . بنابراین ، درک از مفهوم گناه ، نسبی  میباشد ، و بستگی به تعریف و نحوه ارزش گذاری ما دارد در واقع درجهِ گناه بستگی به میزان نمراتی دارد که ما بر حسب نوع باورها و اعنقادات خود به آنها میدهیم .
                                                                                        بنظر میرسد در زندگی آگاهی و شناخت بهترین محک برای شناسایی گناهان می باشد و لذا هر چقدر وسعت نگرش و دانش خود را ارتقاء دهیم ، نتیجتاً زمینه مساعدتری را برای تبیین تعریف گناه در خود بوجود میاوریم ، به عبارت دیگر یعنی اینکه دانش و معرفت بهترین معیار برای سنجش گناه می باشد ، گاهی ما در اثر عدم شناخت و عدم معرفت ، ممکن است بار گناهان بی اهمیتی را به دوش خود حمل کنیم که آنها اساساًدر حد و اندازه های خود نیستند یعنی از  یکسری از اعتقادات پوچ و بی مایه سرچشمه گرفته اند که شاید کثیری از آنها اصلاً گناه و خطا نباشند و زاییده جهل و خرافات ما می باشند ، و همینطور بلعکس ، ممکن است ما در اثر جهل گناهی بزرگ را کوچک بشماریم . بنابراین ، در این نقطه متوجه میشویم که احساس گناهی که در ما وجود دارد ، به دو شکل میباشد ،
https://telegram.me/nafasbenafas1
شکل اول ، گناهان غیر واقعی ؛
یعنی احساس گناهانی که ما ، علیرغم عدم اختیار و همینطور عدم میل باطنی ، اما فاعل آن بوده ایم  که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم به خود و یا دیگران صدمه و آسیب و زیان وارد کرده ایم ، در واقع یعنی احساس گناهی که ما مقصر آن نیستیم و ما در شرایط بی اختیاری به خود یا دیگران صدمه زده ایم  بطور مثال ، در حین رانندگی متوجه شده ایم که اتومبیل ما ترمز ندارد و لذا همین مسئله باعث تصادف شده است و کسانی در این رابطه مجروح و یا معدوم گشته اند . البته علاوه بر مسائل فوق ممکن است ما دچار احساس گناهانی باشیم که اینها هم میتوانند غیر واقعی باشند یعنی ، در اثر سهل انگاری و یا اشتباه در محاسبات به دیگران لطمه و یا آسیب رسانده باشیم که اینگونه صدمات درست است که توسط ما رخ داده اند و ما فاعل آن بوده ایم اما انگیزه پلید و شری نداشته ایم ، بطور مثال ، در حین رانندگی در اثر اشتباه در محاسبه به کسی برخورد کنیم و به او صدمه وارد کنیم  .
 یکی دیگر از گناهان غیر واقعی این است که ما بخاطر گناهان دیگران احساس گناه و خجالت بکنیم ، بطور مثال ؛ یک فردی که ما به آن احساس تعلق میکنیم ، گناهی را مرتکب شده ، اما در این رابطه ما احساس گناه , و خجالت میکنیم  . شاخصه های گناهان غیر واقعی عبارتند از؛
اول ؛ جهلی باشد  – یعنی در اثر نداشتن آگاهی مرتکب فعل خطا شدن
دوم ؛ غیر عمدی باشد – یعنی از روی اراده و اختیار رفتاری سر نزده باشد
سوم ؛ قصد و نیت بدی در کار نباشد
چهارم ؛ خالی از هواهای نفسانی و یا شهوات باشد
بدون نقشه کشی به فعل در آمده باشد
https://telegram.me/nafasbenafas1
شکل دوم ، گناهان واقعی ؛
یعنی گناهانی که ما بر اساس دانایی واختیار و همینطور با میل باطنی فاعل آن بوده ایم که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم به خود و یا دیگران صدمه و آسیب و یا زیان وارد کرده ایم ، در واقع یعنی احساس گناهی که ما مقصر اصلی آن هستیم و ما در شرایط  بیداری و با هوشیاری کامل و با میل باطنی و همینطور عالماً به خود یا دیگران صدمه زده ایم ، بطور مثال ، عامداً به کسی صدمه یا زیان وارد کرده ایم .بنطر میرسد که  گناهان واقعی همیشه مراحله خاص خود را طی میکنند که پروسه آن به این ترتیب می باشد ؛
اول ؛ عالماً باشد ، یعنی ما با علم به اینکه رفتاری خطاست آنرا انجام بدهیم  .
دوم ؛ عامداً باشد ، یعنی با اختیار و با اراده از ما رفتاری سر زده باشد .
دوم ؛ انگیزه منفی داشته باشد
سوم ؛ هواهای نفسانی و شهوانی در آن باشد
چهارم ؛ نقشه کشی  شده باشد
پنجم ؛ منجر به رقتار شده باشد
عالماً    --->      عامداً   ----->     انگیزه منفی ---->    هواهای نفسانی و شهوانی   ----> نقشه کشی ---->   منجر به رفتار---->   گناه واقعی
                                                              https://telegram.me/nafasbenafas1          
                                                            بنابراین ، برای رهایی از احساس گناه بهتر است ابتدا با ترازنامه نویسی آنها را مورد بررسی قرار بدهیم تا ابتدا از شر گناهان غیر واقعی خود خلاص شویم وسپس گناهان واقعی خود را تراز کنیم و ببینیم اصولاً چه ضعف ها و نواقصی در ما وجود دارند که ما به آن شکل عمل کردیم ما برای اینکه بتوانیم گناهان واقعی و غیر واقعی خود را شناسایی کنیم ، بنابراین شروع به ترازنامه گیری به شکل زیر میکنیم ، اما قبل از ترازنامه نوشتن به نیروی برتر پناه میبریم و از او میخواهیم تا ما را یاری کند تا با نوشتن ترازنامه پی به نواقص و راذیل و ضعف های اخلاقی خود ببریم تا از این طریق مراتبی برای ما فراهم شود تا دیگر اینگونه رفتارها از ما سر نزند .
اینک برای آشنایی به نحوه ترازنامه نویسی ، تراز یکی از اعضا را در این رابطه ملاحظه میکنیم ، بطور مثال میپرسد ؛
سوال 28 ) در مورد چه کسی یا چه چیزی احساس گناه یا خجالت میکنم ؟ همسر و فرزندانم
شرایطی که باعث به وجود آمدن این احساسات شد را توضیح دهید ؟! . . .
در سنن جوانی با اینکه در عرصه کار وتلاش موفق بودم و دارای زن و بچه بودم ، در اثر عدم سلامت عقل و لذت طلبی و همینطور تفریح کردن و احساساتی بودن ، معتاد به مصرف مواد مخدر شدم ، رفته رفته در این وادی زندگیم رو به آشفتگی نهاد تا جای که دیگر قادر به تامین کردن امنیت های خانوداه نبودم و لذا در اثر برشکستگی کامل ، همسرم که زنی خانه دار بود مجبور شد برای تامین خانواده مشغول کارگری شود ، آنهم کاری طاقت فرسا و با حقوقی ناچیز که پول مصرف یکبار من در دوران به اصطلاح طلایی نمیشد  علاوه بر اینها او به تنهایی مجبور بود تا کارهای خانه و خانواده را به تنهایی به دوش بکشد همه اینها یکطرف ، احساس خجالتی که همسر و فرزندانم در مقابل دوست و آشنا و فامیل بخاطر رفتارهای معتادگونه و ننگین من  میکشدنداز طرف دیگر ، اما من با مشاهده این حوادث در خانواده علیرغم رنجی که میبردم قادر به حمایت آنها نبودم در واقع اختیار و عنان زندگیم دیگر بدست من نبود ، در حقیقت اختیار واراده زندگی من در چنگال مواد مخدر بود ،  وترسی عمیق زندگی مرا در بر گرفته بود ، بنابراین ، من نسبت به این دوره زندگی خود همیشه احساس خجالت و گناهی عمیق میکنم .   
سوال 29 ) کدامیک از این شرایط  ، بدون آنکه من در بوجود آمدنش نقش داشته باشم باعث احساس خجالت در من شد ؟
شرایطی که منجر به این احساس در من شد در دو بخش می باشد ،
بخش اول ؛
                                              شرایطی بود که اوایل مصرف مواد مخدر من بود ، یعنی کنترل و مصرف مواد مخدر در اختیار من بود ، میدانستم که کار خطرناکی را دارم انجام میدهم ، اما نسبت به آن احساس بی تفاوتی میکردم فکر میکردم که من معتاد نمیشوم و دلیلش این است که میتوانم آنرا کنترلی مصرف کنم ، گاهی از دیگران نصحیتی های میشنیدم که اینکار را نکنم اما من به این حرفها گوش نمیکردم ، من در آن شرایط در موقعیتی بودم که واقعاً میتوانستم بین مصرف کردن و مصرف نکردن یکی را انتخاب کنم ، اما در نهایت جهل مصرف کردن را انتخاب کردم .  
بخش دوم ؛
                                             شرایطی بود که من در اثر استمرار استعمال مواد مخدر دیگر نیاز به مصرف پیدا کرده بودم و لذا علیرغم میل باطنی به علت نیاز و اجبار به مصرف دیگر نمیتوانستم قطع مصرف کنم ، واقعاً نمیخواستم به خانواده ام صدمه و زیان برسانم و یا نسبت به مسئولیت هایم بی تفاوت باشم ، اما ناخواسته و تحت شرایط اجبار و ترس به آنها صدمه میزدم گویا دیگر اختیارم در دستان من نبودند ، به عبارتی دیگر من در شرایط بی اختیاری این اعمال را انجام میدادم .
سوال 30 ) در آن شرایطی که من در آن نقش داشته ام ، انگیزه هایم چه بودند و یا چه اعتقاد و باوری باعث شد که من به آنگونه عمل کنم ؟
در شرایطی که من در آن نقش داشتم انگیزه های من تفریح و خوشگذرانی بود ، از طرفی انگیزه های من اینبود تا با کسب انرژی از مواد مخدر بهتر بتوانم کار کنم و بهتر بتوانم به خانواده سرویس بدهم ، و اعتقاد و باورم بر این اساس استوار بود که اولاً من معتاد نمیشوم ، ثانیاً اعتقادم این بود که زندگی موهبتی است که فقط یکبار اتفاق می افتد و لذا من باید نهایت لذت را از آن ببرم از طرفی در قسمت دوم  ، یعنی اجبار به مصرف ترس ریشه داری را در من رقم زده بود و براساس همین ترس اعتقادم این بود که دیگر راه نجاتی ندارم و لذا در نهایت تن به اعتیاد خود داده بودم .
سوال 31 ) رفتار من چگونه به افزوده شدن احساس گناه و خجالت در من کمک کرد ؟
من با رفتارها و عکس العمل های باعث میشوم که این احساس در من روز به روز رشد کند و لذا بار گناه خود را بدینگونه مرتباً سنگینتر احساس میکنم  ، رفتاری از قبیل ؛ وسواس - احساس سرخوردگی ، سرزنش خودم ، پنهانکاری و ندیده گرفتن ، سرکوب و عنوان نکردن ، توبیخ و تنبیه خودم ، بد اخلاقی کردن ، اخم کردن ، صورت مسئله را پاک کردن ، فرار از واقعیت ها ، آشنایی نداشتن با ترازنامه گرفتن .
گاهی  به علت ترس و ناامیدی و سرخوردگی دست به رفتارهای لجوجانه میزنم و با بهانه و بونه گرفتن و عیوب فوق را مرتب تکرار و حتی آنها بیشتر میکنم
                                             *****************************
توجه ؛
                         کلاس قدم ما برای نتیجه بهتر گرفتن از ترازنامه در بخش گناه و خجالت سوالاتی به آن اضافه کرده است ، بطور مثال ؛
سوال –  در این احساس چه رد پایی از رذایل و نواقص اخلاقی مشاهده میکند ؟ آنها چه هستند ؟
                                          عدم سلامت عقل – عدم سلامت نفس –  عدم تعهد  - عدم احساس مسئولیت – عدم روشن بینی   - جهل و نادانی– سهل انگاری – خودمحوری – لذت پرستی – ترس

سوال ) فکر میکنید گناهی که مرتکب شده اید چقدر واقعیست ؟
                                       با تعریفی که بر اساس مطالب فوق در باره گناه ذکر شده است ، گناه من در این جریان  %50 می باشد ، چون فکر میکنم من در قسمت اول یعنی زمانی که حق انتخاب داشتم با اختیار این عمل را انجام داده ام ، از طرفی فکر میکنم درست است که من بخاطر لذت بردن و هواهای نفسانی این عمل را مرتکب شده ام اما پشت این اتفاق واقعاً یک انگیزه شر و منفی نداشته ام و لذا بر همین اساس برای صدمه رسانی به خودم و خانواده ام نقشه کشی نکرده ام ، بنابراین ، فکر میکنم اگر %20 هم به خاطر این موارد کسر کنم ، مجموعاً %30 مقصر هستم .
امروز که در مقام تراز گرفتن قرار گرفته ام واقعا نیتم این نیست که در دادگاهی که در وجدان خودم رخ میدهد خودم را بخواهم دور بزنم و یا اینکه این دادگاه را فرمایشی کنم تا به هر صورت خودم را تبرئه کنم ، اگر قرار باشد فقط با ادله های واقعی خود را گناهکار بدانم در این صورت بله من گناهکارم  ، اما سکه روی دیگری هم دارد و آن حقیقت امر است ، و آن این است که درسته که من میدانستم مصرف مواد مخدر خطرناک است اما دانایی و اختیار من تحت تاثیر بیماری اعتیادم  بطور کاملاً جبری اتفاق افتد ، داستان گناه من بمانند داستان سربازی میماند که در زمان جنگ به دستور مافوق خود به روی سقف خانه های مردم بی گناه بمب افکنده و لذا امروز در زمان صلح و بازنشستگی و دوران پیری احساس گناه و خجالت میکند .
سوال - آیا مایلید که از رنج و احساس گناه خود رها شوید ؟ چگونه
بله من واقعاً خواستارم که از این احساس رهایی یابم هر چند در بسیاری از رفتارها ،  خودم  را بی گناه میدانم اما واقعیت این است که نمیتوانم از این احساس خالص شوم ، اما از طرفی  آگاهیهای امروز من شرایطی را به وجود آورده که تا حدود زیادی از اینگونه احساسات رهایی یابم  . بنابراین ،  فکر میکنم ندامت و پشیمانی و همینطور جبران خسارت توام با خدمت کردن ، بطور قطع میتواند نقطه عطفی باشد برای رهایی از این احساس ، علاوه براین ، با تراز گرفتن متوجه شده ام که جهل و نادانی یکی از مهمترین ارکانی است که باعث بروز اینگونه گناهان در من میشود .https://telegram.me/nafasbenafas1
                                                            در حاشیه
                                    ما در بخش احساسات ابتدا وارد مبحث رنجش ها شدیم سپس احساسات گوناگون دیگر خود را مورد بررسی و نقد و همینطور ترازنامه قرار دادیم ، لاجرم در این روند نهایتاً متوجه شدیم که  ، احساس شرم و خجالت و گناه ، فاکتورهای اساسی ای هستند که در بیشتر احساسات ما حضور دارند ، اینگونه احساسات ، یعنی بار گناهانی که احساس میکنیم ، چنان در زندگی ما سایه گسترده که اساس و شالوده و زیر بنای تمام احساسات ناخوشایند ما را شکل میدهند . حقیقتاً حمل بار گناه چنان سنگین و طاقت فرسا بنظر میرسد که فکر میکنیم اگر این بار را به دوش کوه میگذاشتن کاه میشد ، گناه ، یک احساس فوق العاده منفی و کاهنده انرژی است ، در واقع احساس گناه کردن نقطه ایی است که ما با رفتارهای خودمان دقیقاً ضد باورها و اعتقادات خود عمل میکنیم ، به عبارتی دیگر پا روی اصولی میگذاریم که خود آنها را پذیرفته ایم ، بنابراین گناه لحظه ای است که ما خود را میشکنیم . بنابراین ما هر چقدر بیشتر اخلاقی باشیم و یا اعتقادات اخلاقی داشته باشیم طبیعست باید بیشتر مراقب نشکستن خودمان باشیم .
                                   https://telegram.me/nafasbenafas1                       
                                       کلمه گناه برای بیشتر ما ممکن است ، بار ومفهومی مذهبی داشته باشد و لذا وقتی ما به این لغت بر میخوریم تداعی ذهنی ما معطوف بر همین اساس است ، تعریف گناه از نظر مذهبی ، یعنی نقض کردن قوانین الهی و مذهبی ، بنابراین ، اگر از این زاویه نگاه کنیم ، گناه یعنی مَنهیاتی که توسط شریعت صادر شده و تمرد از آن میتواند برای ما جزای اُخروی داشته باشد ، البته ادیان الهی برای خنثی کردن این احساس مخرب ، یعنی احساس گناه ، نسخه شفا بخشی بنام توبه را توصیه نموده اند، که الحق هم تاثیرگذاراست بخصوص که خداوند بسیاربخشنده و مهربان است ، اما توبه کردن علیرغم مزایایی که دارد ممکن است مضرات فراوانی نیز داشته باشد ، به اینصورت که به هرحال انسان موجودیست جایزالخطا و همینطور موجودیست پیمان شکن و فراموشکار ، ولذا وقتی توبه های متعدد میکند و در نهایت باز هم توبه های خود را میشکند گرفتار نوعی سرخوردگی و یاس میشود ، بقول یغمای جندقی که گفت ؛
نه شیخ میدهدم توبه و نه پیر مغان می
زبس که توبه نمودم ، زبس که توبه شکستم
                          توبه کردن وتوبه شکستن ممکن است برای اکثر ما اتفاق بیافتد و آنقدر توبه میکنیم و توبه میشکنیم  و رنج میبریم تا سرانجام نسبت به گناه خود یا بی تفاوت میشویم و یا به آنها عادت میکنیم  و یا در نهایت گرفتار لاقیدی و یاس و ناامیدی و تنفر و خجالت میشویم  و بقول صائب تبریزی که گفت ؛
از توبهِ شکستهِ ، زمین گیر خجلتم
این شیشه شکسته به راه کسی مباد
                                       همینطور ، شعری است که میگوید  " صد بار اگر توبه شکستی بازآ  " هر چند ذات این حرف درست است اما کسیکه صد بار توبه کرده و توبه شکسته احتمالاً دیگر گرفتار چنین صدمه روحی و روانی ایی شده که بطور کلی اعتماد بنفس خود را از دست داده  ولذا  ممکن است در نهایت به پوچی و بی ایمانی رسیده باشد ،  اینکه ما توبه میکردیم و توبه میشکستیم   ، ارتباط مستقیمی  به بی اراده گی و یا بی اخلاقی ما ندارد ، بنطر  میرسد اشکالاتی وجود دارند که آنها باید در ابتدا بر طرف شوند ، بطور مثال ؛ راننده ای که دائماً تصادف میکند ، قسم میخورد که دیگر تصادف نکند ، اما فردای آنروز باز هم تصادف میکند ، چرا چون لنت ترمزش تمام شده و لذا اصولاٌ ربطی به بد رانندگی کردن او ندارد .
  https://telegram.me/nafasbenafas1                                                                   احساس گناه کردن مانند یک زخم قدیمی همیشه تاثیرات کوبنده ای در عمق روح و روان ما بیادگار میگذارد  ،  در واقع احساس گناه یعنی اینکه فکر میکنیم پرده عصمت و معصومیت  ما درانده و لذا دائماً خودمان را آلوده احساس میکنیم ، احساس میکنیم که روحانیتمان نجس شده و بوی تعفن آن همه فضای زندگی ما را آغشته کرده  ،اما اگر ما لغات مترادف با گناه را در نظر بگیریم ، گناه یعنی ؛( کار بد – عمل خطا – بزه – جرم – نافرمانی ) معنا میدهد . بنابراین ، بار فشار بزه و یا خطا ممکن است برای ما قابل هضم تر باشد تا بار احساس گناه ، زیرا تداعی ذهن ما بر اساس لغات بکار رفته ممکن است واکنش های متفاوتی از خود نشان دهد .
                                                                گاهی ممکن است اصول اخلاقی حاصل از مدنیت ما ، در تقابل با اصول و قوانین الهی قرار بگیرد و لذا ممکن است ما در این نقطه گرفتار دوگانگی شویم که چه کاری گناه است . چه کاری گناه نیست ، هرچند در بسیاری از موارد  ، تمدن ناسوتی  با تدین لاهوتی هم سو و هم مسیرهستند اما واقعیت این است که در نقاطی هم با هم متضاد هستند ، قوانین اخلاق جاری در ادیان ، دستوراتی هستند که غیر قابل تغییر و ثابت و همیشگی اند ، اما قوانین اخلاق در مدنیت  با گذشت زمان ممکن است متغییر و غیر ثابت و همشیگی نباشد ، لذا بنظر میرسد برای رهایی از بعضی از این دوگانگی ها باید جستجوگر و بی باک باشیم ، به این معنا که تن به تحقیق و مطالعه بدهیم زیرا هر چقدرداناتر شویم زمینه بهتری را برای اخلاق مداری خود فراهم میکنیم    .  https://telegram.me/nafasbenafas1
                                              اصولاً مابعنوان یک معتاد ماهیتی گناه پیشه داریم ، به عبارتی روشنتر یکی از بخش ها و جزوهای  وجودی ما ، که تحت تاثیر بیماری قرار دارد ماهیتی گناه پیشه دارد ، در واقع ما موجوداتی هستیم که میتوانیم گناه کنیم و لذا یکی از تفاوتهای ما با سایر موجودات این است که ما قادریم تا گناهکار باشیم ، زیرا همچنان که لذت را میشناسیم ، گناه را نیز بخوبی میشناسم .
                                             گناه ،  پاردوکس و طنز جالبی است در زندگی انسان  ، وقتی کسی که خودش اصولی را قبول کرده خودش هم آنرا نقض میکند بنظر خنده دار میرسد ولذا این همان مفهوم عجز در بیماری اعتیاد است ، حقیقتاً چرا ما علیرغم عملی که میدانیم در نهایت برایمان احساس رنج وگناه و خجالت میاورد ، باز اقدام به آن عمل گناه آلوده میکنیم ، آیا ما گناه میکنیم تا لذت ببریم ؟ در حالیکه میدانیم هزینه پرداخت این گناه ، احساس رنجی است به درازی عمری و یا اینکه گناه میکنیم چون میدانیم در قفای آن احساس رنجی نهفته است ، پس ، آیا ما از رنج بردن لذت میبریم و بقول فروغ فرخزاد که گفت : من اصولاً از رنج بردن لذت میبرم ! . . .  
                                                   اگر به اسطورهای ادیان ابراهیمی نگاه کنیم اولین احساسی که انسان تجربه کرد ، همین احساس گناه میباشد . شاید ما به این دلیل گناه میکنیم که خمیره وذات ما آغشته به این معضل است ، و لذا با یک اختیار ، بی اختیاری این اعمال را انجام میدهیم ، و بقول خواجه که گفت :
گناه اگرچه نبود اختیار ما  حافظ
تو در طریق ادب کوش و گو گناه من است
                                                                                                 تمایل به گناه بخشی از ماهیت ما را شکل میدهد و زندگی ما همیشه توام با این مسئله بوده است همانطوریکه داود نبی در مزامیر خود گفت : " اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن شد " . و چنانچه که حافظ گفت ؛
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم
                                                        قبلاً در بخش رنجش ها هم ذکر گردید ، شعورهستی  ، و یا نیروی برتر و یا خداوند ، چیزی را بدون مزایا و بی حساب و کتاب به ما عطا نکرده است ، اگر در وجود ما احساسی بنام گناه وجود دارد قطعاً لازمه یک زندگی سالم بوده است که به ما داده شده است و لذا بر همین مبنا خواهانیم تا با این بخش از وجودمان در صلح و پذیرش زندگی کنیم ، پذیرش این واقعیت که ما در هر صورت انسانیم و یک بخش از وجودمان تمایل به گناهکاری دارد و لذا احساس گناه کردن یک نوع سیستم هشدار دهنده است ، درست مانند تب کردن ، وقتی تب میکنیم یعنی میکروب یا ویروسی وارد بدنمان شده  و باید خود را درمان کنیم ، بنابراین هرگاه احساس گناه میکنیم معنا و مفهوم آن این است که ، آلاینده ای از روزنه های اعتقادی ما عبور کرده و وارد روح و روان ما شده است ،  بنابراین ، احساس گناه کردن نه تنها بد نیست بلکه علائمیست  مثبت که ما را وامیدارد تا از راه ترازنامه نقاط ضعف خودمان را شناسایی و سپس آنها را مسدود کنیم ، احساس گناه و خجالت زمانی خطرناک است که بخواهیم آنها را با توبه های آب دوغ خیاری و غیر اساسی مانند بی تفاوتی و یا سرکوب کردن در خودمان تلنبار کنیم ، در واقع زمانی که احساس گناهی را در خود مدفون میکنیم همین مسئله باعث میشود که نسبت بخودمان متنفر شویم و همین تنفر باعث میشود تا با خودمان قطع رابطه کنیم و لذا همین روحیه قهرآمیزی  سبب میشود تا در نهایت با دیگران و خداوند نیز قطع رابطه کنیم .
                        https://telegram.me/nafasbenafas1                                                         همینطور که میدانیم جهان و هر آنچه در جهان هستی وجود دارد دائماً در حال تغییر است ، بنابراین ، ما هم خارج از این قاعده نیستیم ، ما در طول عمر خود بارها و بارها تغییر کرده ایم ، مثلاً چیزی را که چند سال پیش درست  و صواب میدانستیم امروز ممکن است آنرا غلط و خطا بدانیم ، در واقع منظور این است که کارهای گذشته ما را ، " منِ " دیگری انجام داده است یعنی " منِ غیر واقعی " که آن را از جهتی اصلاحاً (( ایگو )) هم میگویند ، بنابراین ،  " منِ " گذشته و اعمالی را که در گذشته انجام داده است به " منِ " امروز ربطی ندارد ،  شاید " منِ" دیروز پایبند به هیچ اصولی نبوده است و یا در بیماری فعال و دیوانگی بسر میبرده و فرسنگها از منِ امروز که هم به اصول های اخلاقی معتقدم و هم آنها را رعایت میکنم فاصله دارد ، بنابراین عادلانه نیست که " من امروز " بخواهد برای اعمال شخص دیگری رنج ببرد و خجالت بکشد ، حقیقتاً قصد ما  این نیست که بخواهیم  گذشته خود را انکار کنیم و با مغلطه و یا سفسطه بافی و یا لفاظی بخواهیم باری و به هرجهت خودمان را تبرئه کنیم  ، ما در کمال فروتنی اعمال و خطاهایی که در گذشته از ما سر زده میپذیریم بدون اینکه مسئول آنها بوده باشیم و لذا کوشش خواهیم کرد تا در قدمهای آتی آنها را جبران خسارت کنیم ، اما از نظر منطقی هم لزومی ندارد که بخاطر " منِ دیوانه گذشته " خودخوری و احساس گناه کنیم .  
                                                         https://telegram.me/nafasbenafas1      رهایی از احساس گناه شاید یکی از کارآمدترین روش ها بری تکرار نکردن از گناه باشد ، لذا برای این رهایی لازم است تا در درجه اول مهارتهای را فرا بگیریم ، راهکارهایی از قبیل ؛ . .
                  جبران خسارت کردن  - پیشرفت توام با تمرکز به روی بهبودی – سرزنش نکردن  -  مقایسه نکردن – قضاوت نکردن –  پذیرش – صداقت – روشن بینی – فروتنی – تمایل – تعهد – مسئولیت پذیری – اعتماد به بهبودی - بیاد خداوند بودن  –   دعا و مراقبه کردن  –  ذکرخواندن  –  خدمت کردن – برنامه ریزی کردن –  فقط برای امروز زندگی کردن  –  ارتقاء دانایی و آگاهی – باورهای متعالی – نگرش های منطقی – دوری از بسته فکر کردن و متعصب بودن – خود را در شرایط قرار ندان – تربیت چشم و گوش و زبان – تربیت و تهذیب نفس -  مطالعه و تحقیق کردن –   کنترل نکردن   –  سپردن نواقص به خداوند  -  

   https://telegram.me/nafasbenafas1