قدم چهارم سوال 3
ما با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم
توجه ؛جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA" " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی و جواب باشد .
قدم چهارم ........... انگیزه ها
سوال3) چرا نباید کارکرد این قدم را به تعویق بیاندازم ؟ https://telegram.me/nafasbenafas1
به تعویق انداختن کارها و یا تکالیف ، در تمامی امور زندگی یکی از شاخصه های اصلی بیماری ما است ، و لذا ، یکی از بزرگترین معضل های که همیشه زندگی ما را توام با درد و رنج می ساخت و نهایتاً آنرا به آشفتگی می کشاند ، همین مشکل به تعویق انداختن کارها بود . در واقع به تعویق انداختن برنامه ها و یا کارهای که لازم بود آنها را به سرانجام برسانیم جزو منش لاینفک ما شده بود ، و یا اگر هم اقدام میکردیم آنرا نصفه و نیمه رها میکردیم ، در هر صورت از تکالیف خود دائماً شانه خالی میکردیم و همیشه وظایفی را که باید انجام میدادیم مرتب امروز و فردا میکردیم ، بنابراین ، اولین دلیلی که ما نباید این قدم را به تعویق بیاندازیم در درجه اول این است که میخواهیم از این شاخصه بیماری خود دست برداریم و لذا برای فعال کردن بهبودی خود هرکاری را که میتوانیم فعالانه در زمان خود که اکنون است انجام بدهیم .
هرگاه ما میخواهیم در رابطه با بهبودی خود فاکتور و یا برنامه ایی را فعال کنیم ، انگیزهای شخصی ما تحت تاثیر بیماری از راه میرسند و به ما اینگونه القاء میکنند ، که الان زود است ! . . .و یا اینکه میگوید ؛حالا چه عجله ایی ، بعداً سر فرصت به این مقوله میپردازیم ، در صورتیکه ما امروز به این منطق رسیده ایم که فرصتِ ما برای بهبودی در همین لحظه امکان پذیر و مهیا می باشد ، و لذا باید هوشیار باشیم ، فرصت ، یعنی لحظه ای که خیلی دیر و به ندرت بدست می آید ولی خیلی زود و آنیهم از دست میرود ، بنابراین ، با تعویق انداختن اینگونه مسائل معلوم نیست که باز فرصتی برای بهبودی ما ، فراهم شود یا نه ؟ ما عمیقاً معتقدیم در رابطه با مسائلی که به خیر و بهبودی مربوط میشود ، وقت و زمانش همیشه همین امروز و همین الان است و لذا شعار ما در این رابطه این است ؛
(( همین الان بهترین و مناسبترین وقت است ))
هرگاه ما برای اموری که به بهبودیمان مربوط می باشد ، دفع الوقت میکنیم ، در در واقع با انگیزه های شخصی وانکار میخواهیم اعتیادمان را حفظ کنیم ، ما باید همواره به خاطر داشته باشیم که برنامه بهبودی یک برنامه تجربیست و لذا کسانیکه این قدم را کار کرده اند ، آنرا موثرترین رکن بهبودی دانسته اند ، حتی بسیاری از آنها معترفند که قدم ، یک ، و دو ، و سه ، نقش پیش زمینه را دارد ، ولذا ساختار اساسی و جدی در روند بهبودی از این قدم به بعد رخ میدهد .
گاهی ما تحت تاثیر ترسها و انگیزه های شخصی و بیمارگونه برای فرار از هیولایی که فکر میکنیم در درونمان وجود دارد ، خواسته یا ناخواسته میخواهیم آنرا به تعویق بیاندازیم ، گاهی فکر میکنیم که یارای هم آوردی با چنین هیولایی را نداریم و بقول کتاب پایه که میگوید ؛ ( وقتی به این قدم میرسیم ، اکثر ما می ترسیم هیولایی در ما وجود داشته باشد که اگر آزادش کنیم ما را نابود خواهد کرد ) ، اما نکته اینجاست که ما باید شجاع و بی باک باشیم و پا روی این ترسها بگذاریم و بدانیم با اصول روحانی ایی که در قدمهای قبلی بدست آوردیم چیزی برای ترسیدن وجود ندارد ، در واقع منظورمان این است که ما هم دست خالی و بدون پشتیبان نیستیم ، امروز با اتکا به نیروی برتر و تمرکز به روی بهبودی بطور حتم این توانایی را داریم که پا به روی اینگونه ترسها بگذاریم .
ما ، در زندگی از شخصیت ها و منش ها و هویت های دورغین خود خسته شده بودیم ، از چیزی که هرگز نبودیم ولی اینگونه وانمود میکردیم که هستیم دلمان بهم میخورد ، و یا داستانهای از خود تعریف میکردیم که یا مال دیگران بود یا ساخته ذهن بیمار خودمان بود پریشان میشدیم ، ما از اینکه دائماً انواع نقاب های گوناگون را در جیب یا کیف خود حمل میکردیم و به اقتضاء شرایط با آنها ظاهر میشدیم ، دیگر بیزار شده بودیم ، و یا برای پوشش ضعف ها یا تائید خودمان با آدمهای اسم و رسم دار عکس می انداختیم ویا امضا جمع میکردیم دل آزارده شده بودیم ، ما از احساس هیچی بودن خودمان کلافه شده بودیم . ما ، در زندگی همیشه از ضعف های اخلاقی خود ، علیرغم میل باطنی ای که داریم و انجام میدهیم رنج میبریم ، ما از اینکه واقعاً نمیدانیم کیستیم رنج میبریم ما از اینکه نمی دانیم هویت واقعی ما کجاست در عذابیم ، ما از احساسات گوناگونی مثل ؛ کینه - رنجش – نفرت – گناه – ترس ، و و رنج میبریم .
اما اینک فرصت و شرایط مناسبی فراهم شده است ، تا ریشه و چرایی رخداد اینگونه مسائل را مکاشفه و سپس آنها را مورد بررسی موشکافانه قرار بدهیم ، و لذا لازم است برای برطرف کردن این رنجها با شجاعت و صداقت این قدم را کار کنیم، بنابراین ، تعلل و سهل انگاری و احمال در تعویق کارکرد این قدم میتواند ضربات جبران ناپذیزی را به پیکره بهبودی نوپای ما بزند .
همانطور که میدانیم برنامه بهبودی یک برنامه پیشنهادی و تجربی می باشد ، و لذا در این رابطه جای هیچگونه جبر و یا دیکته ایی وجود ندارد ، ولذا برنامه بهبودی ما تنها لازمه اش تمایل می باشد بنابراین ،نکته قابل تامل در این سوال استفاده کردن از کلمه (( نباید )) است ، بطوریکه ممکن است اینگونه احساس کنیم ، که این کلمه بصورت اَمری و دیکته ایی صادر شده است ، در حالیکه منظور ازکلمه (( نباید )) بطور قطع ،میتواند جنبه فعل تاکیدی داشته باشد ، آنهم به این دلیل که میخواهد ضرورت کارکرد این قدم را به ما تاکید و یادآوری کند .https://telegram.me/nafasbenafas1