قدم چهارم سوال 24
ما با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم
توجه ؛جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA" " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی و جواب باشد .
قدم چهارم ........... احساسات
سوال 24 ) از چه ابزارهایی جهت انکار احساسات واقعی خود استفاده میکردم ؟
https://telegram.me/nafasbenafas1
زمانیکه به روی احساسات خود تمرکز و تعمق میکنیم متوجه میشویم که احساسات ما در دو بخش کلی بروز میکند ؛
اول ، احساسات واقعی ؛
یعنی احساساتی که در ما رخ میدهند ، اما اینگونه احساسات ممکن است تحت تاثیر بیماری و یا ذهنیت های بیمارگونه ما شکل گرفته باشند ، بنابراین ، غالباٌ ریشه در هواهای نفسانی و نواقص اخلاقیمان دارند و لذا احساساتی هستند که مغایر با شئونات اخلاقی هستند ، یعنی احساساتی هستند ناسالم که در اثر روند اعتیادمان در ما فعال شده اند ، هرچند ظهور اینگونه احساسات را نمیشود کتمان و یا انکار کرد اما اینگونه احساسات در اثر تحریک ذهن و فکر بیمار و یا روان بیمار و یا غریزه بیمار در ما برانگیخته شده اند و به عبارتی روشنتر احساساتی هستند که ناخالصی دارند و انباشته از امیال شهوانی و یا رذایل هستند ، بنابراین ، لُب مطلب این است که اینگونه احساسات هرچند واقعی هستند اما احساساتی کاذب و ناخالص هستند ، بنابراین ، ما برای ابراز و بیان اینگونه احساسات با مشکل روبرو میشدیم و لذا در زندگی همیشه سعی میکردیم از ابزارهایی برای انکار احساسات واقعی خود استفاده کنیم ، بطور مثال از ابزارهایی مانند ؛ مواد مخدر – شرم – خجالت – گناه - تراز دیگران را گرفتن - ناصداقتی – ترس از بیان احساسات و در نهایت سکوت - پاک کردن صورت مسئله - پنهانکاری – افراط در خوردن و سکس و ثروت - انزوا و تنهایی – قضاوت کردن – سرزنش کردن – مقایسه کردن – خودفریبی – مظلوم نمایی – احساس قربانی شدن – خشم – خود کم بینی - با نقاب زندگی کردن و ریا کردن – بدخُلقی کردن و و و . . .
اگر ما به زندگی خود نگاه کنیم بخش اعظمی از زندگی ما تحت تاثیر همینگونه احساسات بوده است و لذا بعلت دلایلی که در فوق ذکر شد ما مجبور به پنهانکاری اینگونه احساسات بودیم .
بنابراین باید بپذیریم که واقعیت زندگی ما این است ، در واقع حمل کردن احساسات مدفون شده در خودمانبه درازنای عمری ،که اکنون جزوی از وجود وشخصیت و روان ما را شکل داده است ، احساساتی که به علت شرم و حیا و خجالت و احساس گناه نمیتوانستیم آنها را بیان کنیم و یا آنها را ابراز کنیم و لذا همین مشکلات سبب شد که سایه بُغضی فراگیر زندگی ما را به وسعت گسترده ای در یاس و انزوا و افسردگی فرو ببرد ، گاهی در این روند احساسات خود را همیشه بر عکس بیان میکردیم ، مثلاً از چیزی که خوشمان می آمد ، بر عکس میگفتیم خوشمان نمی آید و یا اینکه وقتی میخواستیم احساسات خود را بیان کنیم ، احساساتمان را سانسور شده ابراز میکردیم .
دوم ، احساسات حقیقیhttps://telegram.me/nafasbenafas1 ؛
یعنی احساساتی که آغشته به هواهای نفسانی و یا شهوانی و یا تحت تاثیر ذهن بیمار نیستند ، یعنی احساساتی هستند متعالی که از عمق روح و انسانیت ما سرچشمه میگیرند و لذا اینگونه احساسات بیشتر عاطفی و معنوی و ریشه در روحانیت ما دارند ، در واقع اینگونه احساسات تحت تاثیر فضایل اخلاقی و مکارم انسانی در ما ظهور میکند و لذا اینگونه احساسات ، ناب و خالص و همچنین پاک و منزه میباشند ، بنابراین ، دلیلی برای سرکوب و یا خفه کردن و یا انکار کردن آنها در خود نمی بینیم، احساسات حقیقی همیشه باعث برکت برای ما و دیگران میشود ، و برهمین اساس از ابزارهایی برای بیان احساسات حقیقی خود استفاده میکنیم ، بطور مثال ، مانند ؛ استفاده نکردن از مواد مخدر و پاکی – تراز خود را گرفتن – صداقت – شهامت در بیان احساسات – حل کردن صورت مسئله ها - هویدا و آشکار کردن – افراط نکردن – روابط با دیگران – قضاوت نکردن – مقایسه نکردن – سرزنش نکردن – اعتماد بنفس – آرامش – بدون نقاب زندگی کردن – خوش خُلقی و مهربانی و و و . . .
گاهی ممکن است ما به علت عدم توانایی و همچنین عدم قدرت بیان نتوانیم اینگونه احساسات حقیقی را ابراز کنیم ، و لذا از ابزارهای مختلفی ، مانند ؛ ادبیات – شعر - نقاشی – عرفان – موسیقی – نویسندگی – دوستی و رفاقت - و و و بهره میجویم