خدا را چه دیدی
خدا را چه دیدی رفیق ، شاید روزی " درد " هم
گران شد و ما هم پولدار شدیم ! . . .
خدا را چه دیدی رفیق ، شاید روزی " درد " هم
گران شد و ما هم پولدار شدیم ! . . .
شهر انتخابی امروز از ؛ کاظم بهمنی
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند
شعر انتخابی امروز از ؛ فروغی بسطامی
كی رفته ای ز دل كه تمنا كنم تو را؟
كی بوده ای نهفته كه پیدا كنم تو را؟
غیبت نكرده ای كه شوَم طالب حضور
پنهان نگشته ای كه هویدا كنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی كه من
با صد هزار دیده تماشا كنم تو را
چشم به صد مجاهده آیینه ساز شد
تا من به یك مشاهده شیدا كنم تو را
بالای خود در آینـﮥ چشم من ببین
تا با خبر ز عالم بالا كنم تو را
مستانه كاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت برافكنم
خورشید كعبه، ماه كلیسا كنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا كنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یكجا فدای قامت رعنا كنم تو را
زیبا شود به كارگِه عشق كار من
هر گه نظر به صورت زیبا كنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا كنم تو را
شعر انتخابی امروز از ؛ علی آقا واحد ( به زبان آذری )
بیر
زامان منده اسیر ره میخانه ایدیم
هوس باده ایله عاشق پیمانه ایدیم
بیر دقیقه یئره دوشمزدی الیمدن باده
گوز لرین شوقی ایله ، ائیله کی مستانه ایدیم
بوتون عمروم گئچیب عالمده شراب ایچمه گیله
باده دن خالی اولان یئر له ره بیگانه ایدیم
ایندی تکلیف شراب ائیله مک آرتیقدی منهمن کی میخانه ده بیر خانه سی ویرانه ایدیم
شمعه پروانه یانیردی گئجه لر صبحه کیمی
منده ئوز سئوگیلی مین شمعینه پروانه ایدیم
چالیشیردیم ساچینین فیکری باشیمدان چیخسین
گورمه سه یدیم سنی بیر گون دلی دیوانه ایدیم
منی (واحد) بو پری چهره لر ائتمیشدی اسیر
منده مجنون کیمی دیل لرده بیر افسانه ایدیم