ما با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم
توجه  ؛جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA"  " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی  و جواب باشد
قدم چهارم . . . . . . . بخش روابطhttps://telegram.me/nafasbenafas1
سوال 53 ) ایا رابطه ایی را حتی اگر امکان اصلاح و حفظ آن وجود داشته بهم زده ام ؟ توضیح دهید .
                                    معنای " اصلاح "  یعنی ، نقاط ضعف و یا اشکالاتی که قابل بر طرف شدن هستند ، یعنی خرابی و ایرادی که میشود آنرا درست کرد ، بنابراین ، ما در سطح روابط های گوناگونی که داشته و داریم ممکن است در قسمت هایی دچار خرابی و یا کمبودهای باشیم و لذا بجای برطرف کردن نُقصان، کل آن رابطه را بهم میزنیم ، یعنی بجای اینکه صورت مسئله را حل کنیم آنرا پاک میکنیم   .https://telegram.me/nafasbenafas1
اصولاً در هر رابطه ایی دو یا چند طرف وجود دارند ، بطور مثال ؛
طرف اول ؛ من
                                     گاهی ما در سطح روابطی که با دیگران داریم آنرا بهم میزنیم و این در حالی است که امکان اصلاح و حفظ آن رابطه برایمان مقدور میباشد ، اما به علت خود محوری و یا فعال بودن شاخصه هایی از بیماری آن رابطه را بهم میزنیم ، بطور مثال ؛
تنبلی کردن و شانه خالی کردن از تعهداتمان
عدم شرایط مناسب برای سوءاستفاده کردن
قضاوت کردن –  سوءظن داشتن  –  به حق خود قانع نبودن – حسادت – خودخواهی – حرص و آز  - و و . . .
                                            بدیهیست وقتی ما در شرایط بیماری باشیم برای حفظ اعتیادمان حتی اگر امکان اصلاح و تغییر هم وجود داشته باشد را نمیتوانیم  بپذیریم ، بطور مثال میتوانیم از تنبلی و یا شانه خالی کردن از مسئولیت هایمان و یا پیش دواری هایمان  دست برداریم اما این کار را انجام نمی دهیم ، بنابراین، کمبودهای رفتاری ما خودبخود این قابلیت را پیدا میکنند تا زمینه های لازم را برای بهم زدن رابطه  هایی را که داریم فراهم کند ، علیرغم اینکه واقعاً این امکان وجود دارد تا با کمی پذیرش و فروتنی نقاط ضعف خود را شناسایی و آنها را اصلاح کنیم تا بتوانیم بدینوسیله رابطه خود را حفظ کنیم .
طرف دوم ، دیگران ؛
گاهی ما بر اساس روابطی که در سطوح مختلف با دیگران داریم آنرا بهم میزنیم و این در حالی است که امکان اصلاح و حفظ آن رابطه برایمان مقدور نمیباشد ، و لذا روابط ما بخاطر خودخواهی و یا خودمحوری طرف مقابل بهم میخورد ، بطور مثال ؛
طرف مقابل از وظایف خود شانه خالی میکند و متعهد و مسئولیت پذیر نمی باشد .
طرف مقابل سوءاستفاده گر است
طرف مقابل مرتب قضاوت و پیش داوری های غیر منطقی میکند و سوءظن دارد  – استثمارگر است – به حق خود قانع نیست –  بد خُلق وبد دهن و فحاش است  - و و . .
                                     ما در سطح روابطی که با دیگران داریم میکوشیم تا ابتدا با آنها یک رابطه سالم و پایاپا  داشته باشیم ، اما گاهی ممکن است دیگران نیز بیمار باشند و علیرغم حُسن نیت و احترام متقابل ما به منافع مشترک بازهم به عناوین مختلف بخواهند در روابطی که با ما دارند سوءاستفاده کنند ، و بقول کتاب پایه که میگوید " روابط میتواند حوزه شدیداً دردناکی باشد " بنابراین ، در چنین شرایطی ما با پذیرش طرف مقابل ، در درجه اول سعی میکنیم تا مراتب فوق را با صممیت و صداقت و صحبت کردن اصلاح و حل کنیم و همینطور برای حفظ رابطه خود مشکلات خود را نیز اصلاح کنیم ، اما اگر اصلاح شدن طرف مقابل امکان پذیر نبود ، بدیهیست که اصلاحی ترین روش قطع رابطه می باشد .https://telegram.me/nafasbenafas1