قدم سوم سوال29
ما با درمیان گذشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم
توجه ؛
جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه بازتاب نظر انجمن معتادان گمنام NA نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی و جواب باشد .
قدم سوم .............. بخش سپردن
سوال 29) آیامواقعی بوده که قادر بوده ام از سر راه خدا کنار روم و نتیجه کاری را به او بسپارم ؟
بله ، مواقعی بوده است که ما واقعاً از سرراه خدا کنار رفته ایم و با صداقت و پشتکار وظایف خود را در راستای هر هدفی که داشته ایم انجام داده ایم ، برای رسیدن به اهداف خود از هیچگونه زحمت و تلاشی مضایقه نکرده ایم ، و لذا از تمام ظرفیت ها و توان خود برای دست یافتن به اهدفمان استفاده کرده ایم ، و در حیطه مسئولیتهای که در این راستا داشته ایم کوشا و ساعی بوده ایم ، اما با توکل نتیجه را بخداوند سپرده ایم و در واقع با این روش توانستیم از سر راه خدا کناربرویم و خود را تسلیم خواست خداوند نماییم ، و لذا تسلیم ، ما را سرانجام به نقطه توکل رساند و همین توکل در برابر خواست و اراده خداوند در نهایت برای ما ثمرات مثبتی به همراه آورد که موجب شد ما برای بدست آوردن نتیجه از قبل دچار ترس ، دغدغه ، تشویش و اضطراب و و . . نشویم ، همینطور یکی دیگر از برکات سپردن و توکل کردن و از سرراه خداوند کنار رفتن برای ما اینبود که ، چنانچه اگر نتیجه بدست آمده مطلوب میل ما نباشد ، دیگرگرفتار یاس و ناامیدی و سرخوردگی نشویم و در هر صورت خود را برنده این جریان بدانیم ، از طرفی بزرگترین دستاورد ما زمانیکه از سر راه خدا کنار میرویم و تسلیم خواست و اراده او میشویم ؛ این است که از خودمحوری و خود اتکایی ( منظور از خود اتکایی یعنی از اتکا به بیماری و ارده شخصی وهواهای نفسانی ) دست برمیداریم و این برای ما ارمغان بزرگیست .
پاردوکس قابل تفکر در این دو سوال اخیر ، افکار ما را بر می انگیزد و متوجه میشویم ما بعنوان یک انسان موجودی هستیم که گاه براساس خواسته های بیماری و گاه بر اساس خواسته های بهبودی در شرایط فعلی به زندگی خود ادامه میدهیم ، البته این جریان در بهبودی یک روند کاملاٌ طبیعیست ، در واقع ما به تجربه دریافتیم که فرایند بهبودی همیشه توام با آزمون و خطا برای ما اتفاق می افتد ، در واقع گاهی بیماری بر ما چیره می شود و گاهی ما فائق بر بیماری می شویم ، اصولاً این یک واقعیت غیر قابل انکار است که فرایند بهبودی ما همیشه با جریانات متناوب و نوسانات گوناگون مواجه می باشد ، بنابراین ، کشمکش های بین بهبودی و بیماری نشان دهنده فعال و بیدارشدن بخشی از روحانیت در وجود ما می باشد ، ما در گذشته بطور دربست در اختیار بیماری قرار گرفته بودیم و هرگز بخاطر اعتیادمان حاضر نبودیم از سر راه خدا کنار برویم ، اما اکنون بسیاری از در و پنجره و روزنه های وجودی خود را برای حضور خداوند باز گذاشته ایم و این نشانگر پیشرفت ما در امر بهبودی می باشد .
نکته :
ما وقتی به خداوند توکل می کنیم ، و زندگی خود را به او می سپاریم ، فقط متمرکز به روی وظایف و مسئولیت های خود هستیم و نتیجه را به خداوند می سپاریم ، بنابراین ، توکل همیشه ما را از ، دلهره ، تشویش ، اضطراب ، ترس و ناامیدی و افسردگی و سرخوردگی ها ، رهایی می بخشد ، و در نهایت برای ما صلح و آرامش به همراه می آورد