ما با درمیان گذشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم   

    توجه  ؛

           جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA"  " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی  و جواب باشد 

 

قدم یک ......... بخش غیر قابل اداره

 

سوال 40 ) آیا من کج خلقی و یا رفتار خشمگینانه دارم ،  و یا بر اساس احساساتم عکس العملی نشان میدهم که باعث خدشه به احترام بخود و ارزش من بشود ؟

 

                                                                    بله ، ما در زندگی روزمره خود اکثراً و یا گاهی گرفتار کج خُلقی میشویم ، واین کج خُلقی باعث میشود که ما رفتارهایمان خشمگینانه شود  ، ولذا در اثر همین احساس خشم عکس العمل هایمان نیز تدافعی و پرخاشگرانه میشود ، بنابراین ، اینگونه رفتارهای جنگی همراه با بغض و نفرت  ، سرانجام باعث میشود تا شخصیت و احترام ما از دید دیگران مورد خدشه قرار بگیرد و در نهایت به ، بی ارزشی  بی احترامی ما ختم شود  . گاهی کج خُلقی های ما ریشه در احساسات ما دارد بطور مثال ،  در زندگی لحظاتی فرا میرسند که احساس دلتنگی میکنیم و یا اینکه احساس غمگینی میکنیم و یا احساسات دیگر که اینگونه احساسات باعث میشوند تا عکس العمل های ما بر اساس آنها شکل بگیرد ، و لذا در چنین شرایطی ممکن است تندخو  و کج خُلق و عصبی و منزوی طلب شویم و نسبت به وظایف خود بی تفاوت شویم و همین مسائل و رفتارهای ما در نهایت باعث میشوند که به احترام و ارزش خود خدشه وارد کنیم .    

 

اما چرا ما گرفتار کج خُلقی میشویم ؟

 

                                                    همانطوریکه میدانیم ما در وجودمان دارای دو قطب می باشیم اول ، قطب مثبت ؛ یعنی ، آن بخش از وجود ما که روحانی و انباشته از معنویت و طالب بهبودیست ، دوم ، قطب منفی یعنی ، آن بخش از وجود ما که اهرینمی و انباشته ازهواهای نفسانیست و طالب بیماریست . بنابراین  « خُلق ما » نقطه وعقربه مرزی بین این دو قطب می باشد ، ولذا هرگاه ما ، در زندگی براساس اصول بهبودی و نیازهای معنوی خویش گام بر میداریم و در روند ورشد ایمان آوری حرکت میکنیم این عقربه بطرف درجه مثبت شارژ شده وپیش میرود که به آن " حُسن خلق " میگویند ، حُسن خُلق  ،یعنی مکارم اخلاقی ، که ما با رفتار و گفتار و کردار مثبت ، در رابطه با دیگران بر همین اساس عمل میکنیم ، بنابراین ، حُسن خلق باعث می شود تا ما با دیگران با خوشرویی و عدالت و احترام به حقوق آنها توام با خوش بینی و مهر ومحبت رفتار کنیم ، همینطور حُسن خُلق باعث میشود که ما از از قضاوت کردن ، مقایسه کردن ، سرزنش کردن ، سوء ظن داشتن ، و عدم صداقت با دیگران دور باشیم ، حُسن خُلق همیشه برای ما آبرو و اعتبار و ارزش به همراه می آورد ، علاوه بر اینها حُسن خُلق همیشه انرژی زا و برای ما آرامش به ارمغان می آورد  . وقتی ما ، در شرایط حُسن خُلق قرار میگیریم در همه مراتب زندگی چه در خانواده و چه در جامعه با مردم با گشاده رویی و خوش خُلقی برخورد میکنیم . و همه اینها نشان دهنده این است که اصول روحانی بهبودی در ما فعال شده است .

 

اما هرگاه « خُلق ما » به طرف قطب منفی جریان پیدا میکند و در روند فعال شدن بیماری قرار میگیریم و از بهبودی دور میشویم ، آمپر خُلق ما بطرف قطب منفی اُفت پیدا میکند که به آن کج خُلقی می گویم ، کج خُلقی یعنی ، رذایل اخلاقی ، که ما با رفتار و گفتار و کردار منفی خود در رابطه با دیگران بر همین اساس پیدا میکنیم ، بنابراین ، کج خلقی باعث میشود تا ما با دیگران ، با ترشرویی رویی و بیعدالتی وبی احترامی به حقوق آنها توام با بدبینی و خشم و کینه رفتار کنیم ، همینطور کج خُلقی باعث میشود که ما در شرایط  قضاوت کردن ، مقایسه کردن و سرزنش کردن، و سوءظن داشتن و عدم صداقت با دیگران قرار بگیریم ، کج خُلقی همیشه باعث میشود تا شخصیت و ارزش ما خدشه دار شود ، علاوه بر اینها کج خُلقی همیشه کاهنده انرژی و برای ما در نهایت آشفتگی به بار میاورد . وقتی ما در شرایط کج خُلقی قرار میگیریم عکس العمل های ما با دیگران بر اساس ، احساس خشم و کینه و نفرت صورت میگیرد و لذا تندخو و جنگی و نامهربان میشویم ، در چنین شرایطی هم فضای زندگی خود را زهرمار میکنیم و هم عرصه را برای خانواده و اطرفیان دوزخی میکنیم . بدیهیست اینگونه عکس العمل های خشمگینانه که حاصل از کج خُلقی است در غایت  چیزی به جز ، خدشه به شخصیت و بی اعتباری و بی احترامی برای ما بهمراه نمی آورد .  

 

البته ناگفته نماند فقط فعال شدن بیماری نیست که گاهی باعث میشود تا ما کج خُلق شویم ، ممکن است مسائلی از قبیل ؛ عدم امنیت اقتصادی و یا بیکاری و یا گرفتارهای خانواده گی و یا مشکلات عدیده ای که در حاشیه زندگی ما وجود دارد باعث بروز کج خُلقی در ما شود ،  و حقیقتاٌ این مشکلات غیر قابل انکار است ، اصولاٌ  ما بعنوان یک انسان فضای زندگیمان به مانند صفحه شطرنج میماند ، پر از مربع های سفید و سیاه است منظور از سفید و سیاه این است که باید این واقعیت را بپذیریم که زندگی ما گاهی بروفق مراد و آرام است و گاهی بروفق مراد ما نیست و مشکلاتی وجود دارد که باید آنها را حل بکنیم ،   اما نکته قابل تامل این است که ما به تجربه دریافته ایم هر گاه  در فرایند بهبودی و ایمان آوری و خوش خُلقی  قرار میگیریم موارد و مشکلات فوق برایمان قابل هضم میشود ، در واقع با رشد معنوی خود راهبردهای کارآمدی برای برون رفت از این اوضاع و شرایط پیدا میکنیم ، بنابراین ،  وقتی در شرایط  تمرکز به روی بهبودی قرار داریم بقول معروف مشکلات خو را تبدیل به شکلات میکنیم . علاوه بر اینها ممکن است بعضی از کج خلقی ها حاصل از یک بیماری جسمی و افسردگی های روانی مربوط به اعصاب باشد در این صورت حتماً باید به یک پزشک مراجعه بکنیم تا تحت درمان قرار بگیریم .

 

 نکته ؛

 

                                 مسئله ای که بسیار حائض اهمیت است و باید به آن توجه کنیم این است که اساس خلقت ما بر مبنای خوش خُلقی و خوی نیکو شکل گرفته ، و لذا بخاطر همین است که ما اکنون سعی میکنیم تا در این راستا حرکت کنیم .

 

درحاشیه

 

 

خشم چیست ؟! . .

 

        خشم یک غریزه  ( یا شبه غریزه )  می باشد که بصورت یک احساس و سپر تدافعی در موجودات وجود دارد که منشاء آن از ترسها سرچشمه میگیرد . در حیوانات خشم موقعی اتفاق می افتد که عواملی خارجی امنیت و زندگی آنها را تهدید کند .

 

اما در انسان این مطلب فراتر رفته و نه تنها عوامل امنیت زیستی بلکه عدم امنیت فکری یا شعوری میتواند خشم او را تحریک کند . البته کم یا زیاد شدن خشم در انسان ها به نوع نگرش ها و اموزش ها نیز بستگی دارد و لذا خشم مستقیماً با اندیشه ما نوع نگرش ما و یا قضاوت ها و قیاس های ما و تعصب ها و انحراف فکری های بیمارگونه و یا حق به جانبی ما ریشه می گیرد. عوامل خارجی بسیاری ممکن است که در انسان خشم را برانگیزد، به طور مثال :

 

-          به خطر افتادن امنیت هایی که منافع ما را تحت تأثیر قرار دهند.

 

-          بی احترامی به افکار و عقاید و احساسات و نیازهایمان.

 

-          به خطر افتادن تعلق هایمان، مثل : خانواده، دوستان، گروه، نژاد، کشور و ...

 

اساساً خشم دو نوع می باشد اول خشم آشکار که شخص از آن آگاه است و عکس العمل از خود بروز میدهد و دوم خشم نهفته که در ضمیر ناخوداگاه رانده می شود و عکس العمل آن باعث افسردگی و بیمار های روانی می شود لذا ما باید مهارت مواجهه با خشم را بیاموزیم و خشم را نباید سرکوب کرد زیرا ما هر زمان هر غریزه طبیعی خود را سرکوب می کنیم ، بعدها به صورت خطرناک تری ظهور می یابند و باعث آزارمان می شوند. بنابراین هرگز نباید خشم خود را سرکوب و یا در خودمان دفن کنیم بلکه باید آنها را هدایت کرده و رها سازیم و از شر آنها خلاص بشویم. اما برای رها کردن و هدایت کردن آنها به بیرون از خودمان باید مهارت هایی را کسب کنیم. وقتی انسان خشم خود را سرکوب و در خود مدفون می کند این عمل بعدها می تواند باعث افسردگی، ناامیدی و یا پناه بردن به مواد مخدر و یا الکل و سرانجام به دیوانگی ختم می شود و از نظر جسمی باعث صدمات جدی مثل فشار خون، نا منظمی ضربان نبض و یا افزایش بیماری های قلبی و ... گردد.

 

خشم می تواند پس زمینه های قبلی نیز داشته باشد مثلاً امروزه ثابت شده کسانی که بیشتر خشمگین میشوند انسانهایی هستند که ترس های درونی بیشتری دارند. وقتی ما راههای مقابله با خشم را ندانیم باعث می شود ما منزوی بشویم بطوریکه اگر آنرا کنترل نکنیم و مدیریت آنرا از دست بدهیم چه بسا زندگیمان غیرقابل اداره و آشفته شود. خشم در واقع یک دیوانگی آنی است، یک احساس مخرب است و لذا در جا نباید در واکنش به آن از خود عکس العملی نشان دهیم. چون اگر خشم دیوانگی باشد بنابراین واکنش آن هم دیوانه وار می باشد و لذا وقتی در این حالت هستیم یعنی فیوز عقل و خرد ما پریده و منطقمان کور و کر می شود و تعادلمان بهم می خورد، بدیهی است در چنین حالاتی عکس العمل های ما مخرب و ویرانگر می شود اگر بخواهیم در همان شرایط عکس العملی از خود نشان بدهیم یا خود زنی میکنیم و یا به دیگران صدمه میزنیم، صدماتی که شاید دیگر جبران پذیر نباشد .

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید : پرهیز باد تو را از خشم که آغازش سفاهت و آخرش ندامت است .

بنابراین خشم یک واکنش احساسی واقعی است ولی حقیقی نیست زیرا که با گذشت زمان فروکش می کند. اما برای تخلیه آن باید سوپاپی وجود داشته باشد که ما آنرا مهارتهای  بُروز خشم می دانیم و راهکارها و تجربیاتی که تآثیرگذار هستند را پیشنهاد می کنیم:

1-      دوری از مکان ، یعنی از حضور در اماکن و یا جاهای که ممکن است خشم ما را برانگیزد دوری کنیم .

2-      به جر و بحث های که باعث خشم می شود ادامه ندهیم .

3-      به سلامتی جسممان اهمیت بدهیم ، هرچقدر جسم سالمتری داشته باشیم این فرآیند و این احساس در ما کمتر می شود.

4-      در هنگام خشم بطور کلی دو چیز ممنوع است ، نه تصمیم ، نه اقدام  ، و مرتب باید به خودمان بگوئیم من الآن عصبانی هستم ، بعداً  سر فرصت تصمیم میگیرم و اقدام میکنم .

5-      خشم ها را سرکوب نکنیم ، اما بلافاصله این احساس را با اشخاص دیگری بیان کنیم و راجع به عکس العمل هایمان با آنها مشورت کنیم . اگر تخلیه نشدیم به یک جای ساکت برویم و داد بزنیم ، اگر دلمان خواست  حتی فحش بدهیم اما سعی کنیم این فحش ها رکیک نباشد و از کلماتی مانند ، آشغال ، لجن ، کثافت و  و استفاده کنیم ، اگر چنانچه بازهم تخلیه نشدیم ، انرژی منفی خود را با ضربه زدن به یک چیز دیگر و یا شکستن چیز بی خطری ، تخلیه کنیم .

6-      ذکر گفتن ،  و یا خواندن دعا ، و یا هر چیزی که به ما یاری میرساند که از این حال بیرون بیائیم کمک بگیریم ، و ضمناً همیشه به یاد داشته باشیم که زندگی ای که به جرعه آبی و قطره بولی بسته است ارزش این چیزها را ندارد و سعی کنیم حب به دنیا و وابستگی های مربوط به ان را در خود بکاهیم.

7-      ورزش و یا هنرورزی ، اثر انرژی منفی خشم را کاهش می دهد. معمولا هنرمندان ناخودآگاه خشم های نهفته خود را در تمرین های هنری خود تخلیه میکنند .

8-      از روش آبگوشت درمانی هم میتوانید بهره بجوید و مواقعی که خشمگین هستید  بعد از خوردن تیلیت آبگوشت ، سعی کنید موقع گوشت کوبیدن با گوشتکوب خود را تخلیه کنید .

هر چند اینها را گفتیم و نوشتیم اما وقتی در حالت خشم قرار میگیریم همه اینها حرف مفته ، بنا براین بخداوند پناه میبریم واز خداوند عاجزانه میخواهیم که در چنین شرایطی از ما حمایت کند .   

    https://telegram.me/nafasbenafas1