قدم یک سوال 20
ما با درمیان گذشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم
توجه ؛
جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA" " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی و جواب باشد .
نکته ؛
برای نتیجه بهتر گرفتن از قدمها رعایت دو نکته الزامی میباشید ، اول اینکه پاک باشیم ، دوم اینکه حتماً با حضور راهنما این قدمها را کار کنیم .
قدم یک ................ بخش ؛ عجز
سوال 20 ) من از روی بیماری اعتیاد کارهای کرده ام که هرگز امکان انجام آنها وقتی که به روی بهبودیم تمرکز دارم وجود ندارد ، آنها چه کارهای است ؟
ما در زمان اعتیاد فعال خود کارهایی کرده ایم که امروز، که در مسیر بهبودی هستیم از یادآوری آنها گاه رنج میبریم بعضی اوقات از یادآوری گذشته خود فرار میکنیم ، کارهای که ما در گذشته از روی بیماری اعتیاد انجام داده ایم هر چند متفاوت است اما در نهایت برایمان غیر قابل باور است ، در واقع ما این کارها را فقط به این علت انجام میدادیم که در مقابل بیماری خود عاجز بودیم و اختیار زندگی ما را اعتیادمان بدست گرفته بود بطور مثال ؛
- چرت زدن در خانه پیش اهالی خانواده و یا در مجامع عمومی دیگر .
- عصبانیت و تشنج آفرینی حاصل از خماری مواد .
- رفتارهای ناهنجارانه همراه با ظاهر ی ژولیده .
- دروغ ، دزدی ، انکار ، ناصداقتی ، خانواده آزاری و هزاران کارهای دیگر . . .
اما امروز که در راستای نسبی بهبودی قرار گرفته ایم بسیاری از آنها را انجام نمی دهیم و اگر هنوز کارهای را انجام میدهیم که در گذشته هم آنها را انجام میدادیم بطور مثال ، هنوز هم در خانواده تشنج آفرینی میکنیم و یا هنوز هم دورغ می گویم و ، و . . . ، همه اینها به این علت است که هنوز به روی بهبودی خود متمرکز نیستیم و لذا اگر ما به روی بهبودی خود واقعاً متمرکز باشیم هرگز کارهای که از بیماری اعتیاد سر میزند را انجام نخواهیم داد . البته تمرکز دربهبودی فرایندی است که امیدواریم با گذشت زمان بتوانیم به آن دست یابیم . اگر روزی برسد که بتوانیم بر روی بهبودیمان متمرکز شویم دقیقا آن زمانیست که توانسته ایم بیماریمان را منفعل کنیم . تمرکز کردن در واقع یک هنر و یک مهارت است که با تمرین کردن بطور روزانه می توانیم به آن دست یابیم .
مثال تمرکز کردن ، به مانند تیراندازی میماند که فقط به خال هدف نگاه میکند حتی به سیبل هم نگاه نمیکند . تمرکز یعنی عاشقی که محو تماشای معشوق شده بطوریکه این فضای تمرکز را شاعر زیبا بیان کرده :-
گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟
وآنچنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی
بنا براین ، تمرکز بر بهبودی باعث میشود تا ما از انرژی بهبودی خود به بهترین شکل بهره برداری کنم و فقط افکارمان را بر این مدار متمرکز کنیم . در واقع تمرکز بهترین نوع مراقبه است .
تمرکز یعنی ؛ مهارت و هنر جمع آوری همه توانایهای درونی ما و گردآوری آنها در یک کانون توجه و آگاهی است .
هنر تمرکز ما را در رها کردن فشارهای درونی کمک نموده و تجربه آزادی و سلامتی را فراهم می نماید . تمرکز، نیروی اراده و آگاهی ما را تقویت میکند . تمرینهای تمرکز در صورتیکه بطور منظم اجرا گردند کارآمدترین روش برای کسب بهبودی است . تمرکز را ما به شکل های مختلفی میتوانیم تمرین کنیم . بطور مثال :
موقع غذا خوردن فقط متمرکز بر غذا خوردن باشیم مثلا
آداب غذا خوردن را انجام دهیم
ابتدا از نعمتی که خدواند بما عطا کرده شکرگذار باشیم
در ادامه با غذا ارتباط بر قرار کنیم متوجه خوشمزه گی و طعم و شکل و هنر همآهنگی که در پختن آن غذا به وجود آمده باشیم .
سوم غذا را به اندازه کافی در دهان بجویم و هول هولکی غذا نخوریم .
در موقع غذا خوردن به چیزهای دیگر فکر نکنیم .
یا مثلا هنر تمرکز در خوابیدن را تمرین کنیم بطور مثال قبل از خواب دعا و مراقبه کنیم وقتی به بستر میرویم ابتدا چند تنفس عمیق کنیم و سپس بستر خوابمان را بطور دلخواه و راحت در بیاوریم و وقتی خواستیم بخوابیم دیگر به روی خوابمان فقط متمرکز باشیم یعنی در زمان خوابیدن به هیچ چیز چه خوب چه بد فکر نکنیم ... فقط متمرکز خواب باشیم . بنابراین تمرکز به روی بهبودی یعنی فقط به بهبودی فکر کردن و در واقع یعنی مراقبت کردن آگاهانه از دست آوردهای بهبودی بطور روزانه و لذا ما در نهایت با تمرکز به روی بهبودی میتوانیم سرانجام بیماری خود را منفعل کنیم .
تمرکز یعنی وقتی در کلاس یا جلساتی هستیم سعی کنیم افکارمان متمرکز آنجا باشد .
در کل تمرکز تنها عملکردی است که جسم ، فکر و روح ما را با یکدگر متحد مینماید .
تمرکز یعنی – تداوم دقت و توجه در طول زمان بیداری به روی موضوعی خاص به منظور درک بیشتر