شش ماه زحمت بی نتیجه !!


در طول شش ماه پس از تجربه ی روحانی ، بیل بیلسون ، با ده ها الکلی سرو کله زد و سعی کرد آنها را هشیار کند ! اما با آن که بعضی از آنها چند روزی هوشیار ( پاک ) می ماند ند ، اما بالاخره لغزش میکردند . در طول این دوران ، بیل با دکتر ویلیام سیلک ورث درد دل میکرد ، دکتر به او میگفت ؛ سعی کن از اخلاقیات زیاد صحبت نکنی ، الکی ها از آن خوششان نمی آید ، سعی کن بیشتر در مورد حساسیت بدن الکی نسبت به الکل و وسوسه های فکری صحبت کنی .
" کلنسی " یکی از اعضای انجمن الکلی های گمنام که بیش از چهل سال یاکی دارد ، درباره آن روزهای بیل اینگونه تعریف میکرد ؛
یکروز بیل سرخورده و ناامید و خسته از عدم موفقیت در کمک به الکلی ها ، با همسرش " لوئیس " درد دل میکند و میگوید : شش ماه است که شب و روز خود را برای کمک به الکلی ها هدر داده ام اما نتوانسته ام موجب پاکی وهوشیاری هیچ یک از آنان شوم
لوئیس همسر بیل ، در پاسخ میگوید : بیل تو اشتباه میکنی ، تو توانسته ای یکنفر را پاک و هوشیار نگه داری ، بیل این اولین بار است که تو توانسته ای شش ماه پاک و هوشیار بمانی ، پس با سعی در کمک به دیگران ، تو به خودت کمک کرده ای ! . ..
این تجربه ی گران بها ، مهم ترین ابزار پاک ماندن ( خدمت به همدرد ) را در اختیار ما گذاشت و مبنای ( کمک یک معتاد به معتاد دیگر ) از آن نقطه به بعد بنیان گذاری شد .