هفت جا، نَفس خویش را حقیر دیدم!

نخست: هنگامی که به پستی تن می‌داد تا بلندی یابد.
دوم: آنگاه که در برابر از پا افتادگان، می‌پرید.
سوم: آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.
چهارم: آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه می‌زنند‌، خود را دلداری داد.
پنجم: آنگاه که از ناچاری، تحمیل شده‌ای را پذیرفت و شکیبایی‌اش را ناشی از توانایی دانست.
ششم: آنگاه که زشتی چهره‌ای را نکوهش کرد، حال آن که یکی از نقاب‌های خودش بود.
هفتم: آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت

                   ((جبران خلیل جبران ))