متن بهترین ترانه های مهستی 2
مهستی ...... انکه دلم را برده خدایا
آن که دلم را
برده خدایا
زندگیم را
کرده تبه
کو؟
آن که دلم را
برده خدایا
زندگیم را
کرده تبه
کو؟
همنفسم کو ؟
آن که نگاهش
روز من از غم
کرده سیه کو ؟
بی خبر ماندی ز حالم زآن چه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر من
شعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامال آتش غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیده مست تو
گریم از بخت بد خود نالم از دست تو
بی خبر ماندی ز حالم زآن چه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر من
شعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامال آتش غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیده مست تو
گریم از بخت بد خود نالم از دست تو
رخت سحر نو دمیده من
فروغ رخت نور دیده من
برخیز و بیا ای امید دلم شام من سپری کن
تویی که به دل نقش غم زده ای
چو غنچه گره بر دلم زده ای
بر خسته دلان چون نسیم سحر یک نفس گذری کن
هر کجا گذری زیر پا نظری کن
بی خبر ماندی ز حالم زآن چه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر من
شعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامال آتش غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیده مست تو
گریم از بخت بد خود نالم از دست تو
مستي هم درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نميكنه
منو رها نميكنه،منو رها نميكنه
شب كه از راه ميرسه
غربتم باهاش مياد
توي كوچه هاي شب
با صداي پاش مياد
من غماي كهنمو بر مي دارم
كه توي ميخونه ها جا بزارم
مي بينم يكي مي ياد از ميخونه
زير لب مستونه آواز مي خونه
مستي هم درد منو ديگه دوا نميكنه
غم با من زاده شده منو رها نميكنه
منو رها نميكنه ، منو رها نميكنه
گرمي مستي مياد توي رگهاي تنم
مي بينم دل مي خواد با يكي حرف بزنه
كي مياد به حرفاي من گوش بده
آخه من غريبه هستم با همه
يكي آشنا مياد به چشم من
ولي از بخت بدم اونم غمه
ولي از بخت بدم اونم غمه
مستي هم درد منو ديگه دوا نميكنه
غم با من زاده شده منو رها نميكنه
منو رها نميكنه ، منو رها نميكنه
خسته از تركي كه بود
خسته از تركي كه هست
راه ميفتم كه برم
مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل هميشه خاليه
باز دلم گريه تنهايي مي خواد
بر ميگردم تا ببينم كسي نيست
ميبينم غم داره دنبالم مياد
ميبينم غم داره دنبالم مياد
مستي هم درد منو ديگه دوا نميكنه
غم با من زاده شده منو رها نميكنه
منو رها نميكنه ، منو رها نميكنه

سپیده دم
سپیده دم اومد و وقت رفتن
حرفی نداریم ما برای گفتن
حرفی که بوده بین ما تموم شد
این جا برام نیست دیگه جای موندن
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون
میخوام برم نگو که دیوونه ای
برای موندن ندارم بونه ای
وقت خداحافظیه تو گلوم حلقه زده بغض
غریبونه ای
وقت خداحافظیه تو گلوم حلقه زده بغض
غریبونه ای
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون
اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
رو سادگی حرف تو باورم شد
تو عاقبت زندگیمو دادی به باد
دادی به باد
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون
اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
رو سادگی حرف تو باورم شد
تو عاقبت زندگیمو دادی به باد
دادی به باد
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون
اين ثانيه ها دقيقه ها به جون من نيش میزنن
هی صحرای پشت عمرمو خيش ميزنن وای خيش
ميزنن
اونهائی که از اين دنيا سير نمیشن
با سفره خود طعنه به درويش میزنن
فرياد فرياد فرياد
يه روز لحظه ها تلخ يه روز شيرين شيرين
ِيه روز خنده رو لبها يه روز غمگِن غمگين
فرياد فرياد فرياد
ای داد ای داد ای داد
آدما آدما چهره زندگی زير نقاب
گاهی خوب گاهی بد بازيهای زمونه بی حساب
عمر ما آدما بين دو تا عدم نشسته اکنون
زندگی با همه خوب و بدش درست مثل يه خواب
اين ثانيه ها دقيقه ها به جون من نيش میزنن
هی صحرای پشت عمرمو خيش ميزنن وای خيش
ميزنن
اونهائی که از اين دنيا سير نمیشن
با سفره خود طعنه به درويش میزنن
فرياد فرياد فرياد
يه روز لحظه ها تلخ يه روز شيرين شيرين
ِيه روز خنده رو لبها يه روز غمگِن غمگين
فرياد فرياد فرياد
ای داد ای داد ای داد
فرياد فرياد فرياد
ای داد ای داد ای داد

مگه نه
......... مهستی
زندگي يه آرزوي مهبمه مگه نه مگه نه مگه نه
يه طلوع ، يه غروب يك دم مگه نه مگه نه مگه
يه طلوع ، يه غروب يك دم
زندگي يه آرزوي مبهمه مگه نه مگه نه مگه نه
يه طلوع ، يك غروب يك دم مگه نه مگه نه مگه
نه
زندگي يك كور راه يه اميد يه نگاه
مثل يه چراغ روشن تو يك شب سياه مگه نه مگه
نه مگه نه
قصه عزيل و اوجه قصه ساحل و موجه قصه
تنهايي
قصه يأس و اميد يا سياه يا سفيد وصل يا
جداي يه يه يه يه
قصه نامه و ننگ حرف بي رنگي و رنگه سه به
سر رسواييه يه يه يه
رولب بسته غنچه وقتي پاييز مي ياد
چه غم انگيز مي ياد
چي بگم به كي بگم
زندگي عاقبتش نبودنه
يه سرود ناتموم سرورنه
زندگي يه آرزوي مبهم مگه نه مگه نه مگه نه
يه طلوعه ، يه غروبه يك دمه مگه نه مگه نه
مگه نه

ساقی ببین آزرده ام
ساقی ببین افسرده ام
مست و خرابم
ساقی ببین آزرده ام
افسرده ام
مست و خرابم
آه ای همیشه مهربان
امشب تو هم کردی جوابم
ساقی اگر ساغرم شکنی
قلب پاک مرا زیر پا فکنی
بر نمیگیرم از کوی عشق تو دامن
ساقی تویی آرزوی دلم ، گفتگوی دلم
پیش مستان مریز آبروی دلم
این تو و این دل من
دیوانه روی زمینم
می خواره ای بی همنشینم
چرا چرا ساغرم شکنی
دل مرا زیر پا فکنی
صد مست همچون من فدایت
قربان بی مهری و وفایت
چرا چرا ساغرم شکنی
دل مرا زیر پا فکنی
دیوانه روی زمینم
می خواره ای بی همنشینم
تو که خود آگه ز درد منی
چرا مرا زیر پا فکنی
ساقی اگر ساغرم شکنی
قلب پاک مرا زیر پا فکنی
بر نمیگیرم از کوی عشق تو دامن

این روزا این روزا این روزا هر جا می ری
حرفا همش حرف دله
قصه ناله و آه و اشکای بی حاصله
این همه قصه دل را گفتن
این همه گناه دل را شستن
کی به آخر می رسه
مگه نمی خواد تموم بشه
آخه بابا بسه دیگه
یه حرف نو حرف دیگه
دل و دل و دل و دل کشت منو
این دل و دل و دل و دل و دل کشت منو
توی این دوره زمون
توی این شهر جنون
شده دل ورد زبون این و اون
دل زار ناتوون نمی افته از زبون
شده بازیچه دست این و اون
وای که دیوونه شدم
به لبم رسیده جون
چی بگم با چه زبون
آخه بابا بسه دیگه
یه حرف نو حرف دیگه
دل و دل و دل و دل کشت منو
این دل و دل و دل و دل کشت منو
این روزا هر جا می ری
حرفا همش حرف دله
قصه ناله و آه و اشکای بی حاصله
این همه قصه دل را گفتن
این همه گناه دل را شستن
کی به آخر می رسه
مگه نمی خواد تموم بشه
آخه بابا بسه دیگه
یه حرف ن و حرف دیگه
دل و دل و دل و دل کشت منو
این دل و دل و دل و دل کشت منو
این دل و دل و دل و دل کشت منو
این دل و دل و دل و دل کشت منو
این دل و دل و دل و دل کشت منو

مهستی .............. صبر و طاقت
اگه جاي زندگيمون تو بيابونا باشه
اگه فرش زيرپامون زمين خدا باشه
اگه سرماي زمستون تنمو سياه كنه
اگه گرماي تابستون هستيمو تباه كنه
بدونم دوستم داري صبر و طاقت ميارم
چه كنم دوستت دارم
اگه ماه آسمون تنها چراغمون باشه
اگه بوته های خار گلهای باغمون باشه
همه عمر منو ببري شهر به شهر
اشكمو در بياري با بهانه يا با قهر
بدونم دوستم داري صبر و طاقت ميارم
چكنم دوستت دارم
اگه لحظه هام همش اسير انتظار باشه
اگه جاي زندگيم فقط يه چهار ديوار باشه
همه عمر منو ببري شهر به شهر
اشكمو در بياري با بهانه يا با قهر
بدونم دوستم داري صبر و طاقت ميارم
چكنم دوستت دارم .

مهستی ......... بیا خونه
به خدا هر جا بری
کوچه به کوچه خونه به خونه
کوچه به کوچه خونه به خونه
میامُ میامُ میامُ میامُ
بازم سراغت
به خدا هر چی بگی
منُ نمی خوای ،خونه نمی آی
منُ نمی خوای، خونه نمی آی
میامُ میامُ میامُ میامُ
بازم سراغت
آخه من دوست دارم دوست دارم
به خدا جون سر راحت می زارم
تو خودت می دونی،دل من اسیره
تو اگه نمی مونی، دل من میمره
با چشم گریون
این دل لرزون
سینه ی ویرون
زار و پریشون
داد می زنم
فریاد می زنم
دوست دارم بیا خونه
بیا خونه دوست دارم بیا خونه
با چشم گریون
این دل لرزون
سینه ی ویرون
زار و پریشون
داد می زنم
فریاد می زنم
دوست دارم بیا خونه
بیا خونه دوست دارم بیا خونه
به خدا هر جا بری
کوچه به کوچه خونه به خونه
کوچه به کوچه خونه به خونه
میامُ میامُ میامُ میامُ
بازم سراغت
به خدا هر چی بگی
منُ نمی خوای ،خونه نمی آی
منُ نمی خوای خونه نمی آی
میامُ میامُ میامُ میامُ
بازم سراغت
آخه من دوست دارم دوست دارم
به خدا جون سر راحت می زارم
تو خودت می دونی دل من اسیره
تو اگه نمی مونی دل من میمره
بیا خونه بیا خونه بیا خونه
دوست دارم بیا خونه بیا خونه
بیا خونه بیا خونه دوست دارم
دوست دارم بیا خونه
بیا خونه بیا خونه.

مهستی . . . چراغ عمر
دیگه دل گرمی بازار ندازه
خونه ی کهنه خریدار نداره
دیگه دل گرمی بازار ندازه
خونه ی کهنه خریدار نداره
داره تنهایی سر و پای دلم رو می گیره
با غم
تنهای این دل روزی صد بار می میره
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی
صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی
سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی
صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی
آتیش عشق من از سردی تو جون داد و مرد
چراغ عمر منو این بار داری خاموش میکنی
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
دیگه دل گرمی بازار ندازه
خونه ی کهنه خریدار نداره
دیگه دل گرمی بازار ندازه
خونه ی کهنه خریدار نداره
داره تنهایی سر و پای دلم رو می گیره
با غم
تنهای این دل روزی صد بار می میره
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی
صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی
سر شب قصه ی غم های منو گوش می کنی
صبح که شد قول شب پیش فراموش می کنی
آتیش عشق من از سردی تو جون داد و مرد
چراغ عمر منو این بار داری خاموش میکنی
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام
نمی خوام عشقتو با زور نمی خوام
تو رو نزدیک دلتو دور نمی خوام