بیاید از مقایسه کردن پرهیز کنیم
بدیهست که این قیاس نمی تواند منطقی و علمی باشد زیرا هرچند دو نفر از نظر ماهیت یکی باشند اما هر کدام دارای ویژیگی های خاص خود را دارند و طبعا دارای مسائل منحصر به فرد خودشان می باشند .
اگر بخواهیم یکی از اصلی ترین مشکلاتی که همیشه انسانها را در گرفتن نتیجه به بیراهه سوق داده است کلمه ایی بنام (مقایسه) می باشد و یا قیاس کردن است سخن به گزاف نگفته ایم . چنانچه متفکرین و حکما هم نیز به واهی بودن قیاس نیز اعتراف دارند مثلن مولانا نیز قیاس را مردود میداند و با حکایت مرد بقال و طوطی در مثنوی اصولا قیاس را روشی غلط و گمراه کنند میداند خلاصه حکایت این است ( که مرد بقالی طوطی سخنگو داشت که بسیار شیرین زبان بود و همین مسئله باعث شده بود که مشتریان بیشتری به مغازه بیایند روزی طوطی در مغازه پرواز و شیطنت کرد و باعث افتادن کوزه های روغن و شکستن آنها شد و مرد بقال چنان با عصا به سر طوطی ضربه زده که تمام پرهای سر طوطی ریخت و کچل شد در اثر این ضربه طوطی شوکه و لال شد و دیگر حرف نمیزد و بقال از کرده خود پشیمان شد تا اینکه بعد از مدتها که طوطی حرف نمیزد مرد کچلی وارد مغازه شد طوطی با دیدن وی بلافاصله به حرف آمد و به مرد گفت : ای بیچاره توهم کوزه روغن شکسته ای )
از چه ای کل با کلان آمیختی تو مگر از شیشه روغن ریختی
از قیاسش خنده آمد خلق را کو چو خود پنداشت صاحب دلق را بنا براین جناب مولانا منظورش این است که مقایسه کردن اصولا امری اشتباه است . در هر صورت متفکرین با قیاس مطلق مخالفند ولی با قیاس احتمالی ( قیاسی که قرین بر احتمال باشد ) تا حدودی و آنهم بیشتر برای توضیح دادن و یا اینکه قیاس را بعنوان دستاویزی برای رساندن منظور استفاده کنند و در قیاس های تمثیلی از آن بهرمند شوند بطور مثال خود مولانا در مثنوی مثلها و حکایتهای دارد که بخاطر رساندن پیامش دست به دامن قیاس گردیده است . اما بطور قطع قیاس کردن را یک روش منحرف کننده و سر چشمه ظلالت میداند .
اما اولین کسی که در مقام مقایسه قرار گرفت شیطان بود که هم برای خود زیان آورد و هم برای ابناء بشر (سوره اعراف آیه ۱۳ ـ شیطان گفت من از او بهترم مر از آتش آفریدی و او را از گل ) و بازهم بقول مولانا :
اول آنکس کین قیاسکها نمود پیش انوار خود ابلیس بود
گفت نار از خاک بی شک بهتر است من زنارو خاک اکدر است
ما وقتی میخواهیم در شرایط مقایسه قرار بگیریم بی شک باید در باره آن قضاوت کنیم و چون ما عالم به اکمل نیستیم لذا ممکن است که در قضاوتمان دچار اشتباه شویم .بنا براین همانطوریکه شیارهای انگشت ما با هم فرق میکند شیارها و پیچیدگهای روان و جسم ما هم با هم فرق میکند . پس ای عزیز هرگز خود را با دیگران مقایسه نکن تا در آرامش زندگی کنی فقط در دنیا یکنفر هست که میتوانی خودت را با آن مقایسه کنی و آنهم خودت هستی ولی من بتو پیشنهاد میکنم حتی این مقایسه را هم نکن بجای این سعی کن خودت را شناسی ........
دوستی میگفت : با این عینکی که گرفتم دنیا را خیلی با جلوه و شفاف می بینم ..عینکش را گرفتم و به چشمم زدم دیدم دنیا چقدر تیره و تار شده .
عزیز دل برادر هرکسی نمره عینک خودشو داره بنا براین همیشه دنیارو با عینک مخصوص خودت نگاه کن ولی یادت باشه مرتب شیشه هایش را پاک کنی .
سه عامل بیشترین تاثیر در آرامش را دارند :
۱- هرگز از هچکس توقع نداشت باش چه بحق چه به ناحق .
۲- هرگز کسی را سرزنش نکن .
۳- هرگز در باره دیگران قضاوت نکن .
۴ - هرگز خود را با دیگران مقایسه نکن .
۵- هرگز به اشتباه دیگران گیر نده حتی اگر بجای سه عامل پنج عامل را نوشته باشد.
خوش باشید