بهترین سرودهای ایرانی
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشهام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت دُر و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست، اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
بهاران خجسته باد
هوا دلپذیر شد گل از خاک بر دمید
پرستو به بازگشت زد نغمه امید
به جوش آمده است خون درون رگ گیاه
بهار خجسته فال فراوان رسد ز راه
به خویشان به دوستان به یاران آشنا
به مردان تیز خشم که پیکار میکنند
به آنان كه با قلم تباهي دهر را به چشم جهانيان پديدار مي كنند
بهاران خجسته باد
و این بند بندگی و این بار فقر و جهل
به سر تا سرجهان به هر صورتی که هست نگون و گسسته باد
به خویشان به دوستان به یاران آشنا
به مردان تیز خشم که پیکار می کنند
به آنان كه با قلم تباهي دهر را به چشم جهانيان پديدار مي كنند
بهاران خسته باد
ائولری وار آی آمان
آذری
ائولری وار آی آمان ، خانا خانا
من کول اولدوم آی آمان ، یانا یانا
یایلیغینین یانی بوتا
منی سالدی آی آمان ، یانار اودا
اوبالاری آی آمان ، اویماق اویماق
یالان سؤزدور آی آمان ، یاردان دویماق
اوزو گول لبلری قایماق
یالان سوزدور آی آمان ، یاردان دویماق
هئچ اولمازمیش آی آمان یاردان دویماق
یالان سوزدور یالان سوزدور یاردان دویماق
خون ارغون ها
زده شعله در چمن ، در شب وطن ، خون ارغوانها
تو ای بانگ شورافکن ، تا سحر بزن ، شعله تا کرانها
که در خون خستگان ، دلشکستگان ، آرمیده توفان
به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده توفان
قفس را بسوزان ، رها کن پرندگان را ، بشارتدهندگان را
که لبخند آزادی ، خوشۀ شادی ، با سحر بروید
سرود ستاره را ، موج چشمه با آهوان بگوید
ستاره ستیزد وشب گریزد و صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو ، آن کبوتر و سوی میهن آید
گرفته تمام شب ، شاخهای به لب ، سرخ و گردهافشان
پرد گرده گسترد ، دانه پرورد ، سر زند بهاران
قفس را بسوزان ، رها کن پرندگان را ، بشارتدهندگان را
که لبخند آزادی ، خوشۀ شادی ، با سحر بروید
سرود ستاره را ، موج چشمه ، با آهوان بگوید
آفتابکاران
سر اومد زمستون شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون
کوهها لاله زارن لاله ها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
ای وطن ای ریشه من
دلم از تنهایی تو
حتی یک نفس جدا نیست
گله سر کن که می دونم
گلههات یکی دوتا نیست
ای وطن ای ریشه من
عشق من اندیشه من
گور من گهواره من
قلب پاره پاره من
بگو از اونا که رفتن
تو رو بی صدا شکستن
بگو از اونا که موندن
دلتو اینجا شکستن
با همه عذاب دیروز
دل به فردای تو بستن
توی این روزای خوب هم
میبینی که با تو هستن
اما من نه اهل سودام
نه به فکر ترک اینجام
اهل تو از ریشه تو
خاک تو خون تو رگهام
خـــــاك وطن كه رفت ، چه خاكي به سر كنم ؟
خــــاكــــــم به سر ، زغصه به سر خاك اگر كنم
خـــــاك وطن كه رفت ، چه خاكي به سر كنم ؟
آوخ ، كــلاه نيست وطـــــن ، گـــــــر كه از سرم
برداشتند فــــكـــر كــــــلاهي دگــــــــر كــــــنم
مــــرد آن بود كه اين كلهش ، برسر است و من
نـــــــــــامـــردم ار كه بي كله ، آني به سر كنم
مــــن آن نيـــــــم كــــــــه يكسره تدبير مملكت
تسليــــــــم هـــــــرزه گـــــــــرد قضا و قدر كنــم
زيــــــــر و زبر اگــــــــر نكنـــــــي خــاك خصم را
وي چــــــــــرخ زيــــــــــر و روي تو زير و زبر كنم
جــــــــاييست آروزي مـــن ، ار من به آن رسم
از روي نعـــــــــش لشكـــــــــر دشمـن گذر كنم
هــــــــــر آنچـــــه ميكني بكن اي دشمن قوي
مـــــــــن نيز اگــــــــر قــــوي شدم از تو بتر كنم
مـــــن آن نيـــــم بــــه مرگ طبيعي شوم هلاک
وین كـــــــاسه خون به بستر راحت هدر كنم
معشـــــوق عشقي اي وطن اي عشق پاك من
اي آن كـــــــه ذكـــر عشق تو شام و سحر كنم
عشقت نه سرسري ست كه از سر به در شود
مهـــــرت نـــــــه عارضي ست كه جاي دگر كنم
عشـــــق تــــــــو در وجــــــودم و مهر تو در دلم
بـــــــــا شير انـــــــدرون شد و با جان به در كنم