ما با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آنرا حفظ کنیم
توجه  ؛جواب این سوال تجربه و درک گروهی کلاس قدم ما میباشد و به هیچ وجه و عنوان نظر انجمن معتادان گمنام NA"  " نمیباشد ، و از طرفی قطعاً نمیتواند کامل باشد ، و لذا بدیهیست از زوایای دیگر و یا تجربه های دیگر بطور حتم ، قابل بررسی  و جواب باشد
قدم چهارم  ........... بخش روابط
سوال 52 ) آیا تجربه های اولین من با اعتماد کردن و صمیمیت دردآور بوده و باعث انزوی من شده اند ؟ توضیح دهید .https://telegram.me/nafasbenafas1
                                                                           بیشتر نظام رفتاری ما در زندگی بر اساس یکسری از مفاهیمی است که در همان ابتدای کودکی به ما توسط والدینمان انتقال داده شده است و لذا این مفاهیم بصورت یک الگواره انتقالی که اصطلاحاً به آن " پارادایم "  هم میگویند بطور یک فرمان ابدی در زندگی ما حکفرما میشود ، بطور مثال ؛
(( روزی پدرم در همان ابتدای کودکی بمن گفت : در زندگی به هیچکس اعتماد نکن ! . . . ، روزی از پدرم پرسیدم چرا نباید به کسی اعتماد کنم در جواب گفت : برای اینکه پدرم گفته ! . . . خلاصه روزی توفیقی حاصل شد تا پدر بزرگم را ببینم از او پرسیدم ؛ پدر بزرگ چرا نباید به کسی اعتماد کنم ! . . . پدر بزرگم گفت ؛ برای اینکه پدرم اینطوری گفته !  ))  ، بنابراین ، اینگونه الگوارهای انتقالی از همان دوره کودکی بعنوان یک قانون در ما نهادینه میشود و لذا شیوه زندگی ما همیشه بر اساس همین الگوارهای انتقالی جریان پیدا میکند .                                 
                                                     https://telegram.me/nafasbenafas1                  وقتی ما به دنیا می آیم ذهن ما خالی از یکسری مفاهیم کلی است ، یعنی به عبارتی دیگر مانند یک لوح c.d ضبط نشده می باشد ، بنابراین اولین تجربه های که ما در این اَوان کسب میکنیم در طول زندگیمان بصورت یک ذهنیت قوی و عمیق در ناخودآگاهمان نقش میبندد ، که در طول زندگی بشکل یک قانون کلی همیشه در جریان است ، به عبارتی دیگر ذهن ما با کسب اولین تجربه های دردآور در هر زمینه ایی یکسری  " پارادایم های اکتسابی" و یا الگوواره های اکتسابی  ثابت ذهنی را بشکل ناخودآگاه در خود نهادینه میکند و لذا ماهیت پاردایم رفتاری ما را در ایجاد روابط ، همین ها در زندگی رقم میزنند ، بطور مثال ؛ اولین تجربه ما از دست زدن به آتش یک تجربه دردآور بود و لذا این اولین تجربه بصورت یک الگوواره ذهنی تا زمانی که زنده هستیم به روی روابط ما با آتش تاثیر میگذارد ، بنابراین همیشه اولین تجربه ها میتوانند بعنوان یک عنصر تعیین کننده در ایجاد روابط ما در هر عرصه ایی نقش اساسی داشته باشد .
بنابراین ، ما بیشتر الگوهای رفتاری خود را در همان زمان کودکی  و یا در طول زندگی دریافتیم و تجربه کردیم ، بطور مثال ؛
اولین باری که مادرم گفت ؛ بیا ببرمت  دَدَر و به حرف او اعتماد کردم و با او رفتم ، اما بجای دَدَر عاقبت از اتاق تزریقاتچی سر در آوردم ، و آمپولی که بمن زدند تا مغز استخوان مرا سوزاند ، یک پارادایم عدم اعتماد کردن در من بعنوان یک الگوواره کلی درذهنم نقش بست .
اولین باری که پدرم به من قول داد و گفت ؛ اگه قبول بشی برات یه دوچرخه خوب میخرم ، اما وقتی قبول شدم برام دست خر هم نخرید یک پارادایم عدم اعتماد کردن در من بعنوان یک الگوواره کلی در ذهن ناخودآگاهم نقش بست .
وقتی اولین دوست دخترم که به من میگفت تو عشق و خدای منی ، اما بعداً بطور اتفاقی متوجه شدم که با همه بوده بجز خواجه حافظ شیرازی یعنی با همه اهل محل آرررررررره ، لذا یک پاردایم عدم اعتماد کردن در من بعنوان یک الگوواره کلی در ذهنم نقش بست . https://telegram.me/nafasbenafas1
و و . . .
                              محور اصلی این سوال بیشتر به روی " اولین " تجربه ها متمرکز شده است ، و لذا اولین تجربه ها همیشه نقشی عمیق و تاثیرگذار در مواجه ما با ارتباطات آتی دارند ، زیرا در ناخودآگاه ما به عنوان یک فرمول جاودانه ثبت میگردد ، بنابراین بنظر میرسد نوع تربیت درهمان هنگام کودکی نقش بسزایی در شخصیت و رفتارهای ما در آینده بازی میکند به عبارتی دیگر ما به علت غفلت والدینمان ، بسیاری از رفتارهای بیمارگونه را در همان ابتدای کودکی کسب کردیم   .   بدیهیست ما در طول زندگی خود در اثر روابط های گوناگون ممکن است تجربه های دردآور اولینی را در زمینه های اعتماد کردن و صمیمیت کسب کرده باشیم  و لذا اینگونه تجربه های دردآور بعدها بصورت یک الگوی قوی ذهنی به روی روابط ما با دیگران ناآگاهانه تاثیرات منفی گذاشت و موجبات انزواطلبی ما را بعنوان بی اعتمادی به دیگران فراهم کرد  .
بحث " اولین " و آگاهی از تاثیرات بعدی آن برای ما که بیماری اعتیاد داریم یک فهم عمیق توام با تجربه های درد آور بوده است و لذا با پوست واستخوان تاثیرات " اولین " را درک میکنیم ، ولذا بر همین اساس همیشه از اولین پک و اولین حب و اولین پیک دوری میکنیم ، اما گویا این منطق دوری از " اولین " ، میتواند فراتر از سه عامل فوق باشد ، بطور مثال ؛ اولین ناصداقتی ، اولین نگاه هرز ، و و و
ما بیشتر " اولین های " که در گذشته نباید انجام میدادیم اما متاسفانه انجام دادیم و همین تجربه اولین بارها باعث بروز بسیاری از بیمارها در ما شد و لذا امروز میکوشیم تا با رعایت پرهیزمدارنه حاصل از برداشت قدم ها آنها را متوقف کنیم ، اما نکته ایی که بیشتر بدرد ما میخورد فهم این مطلب است که منبعد مواظب باشیم که در رابطه با اموری که به نحوی غیر اخلاقی و غیر اصولی میباشد را حتی برای یکبار هم تجربه نکنیم .     
                                                    بنابراین نگاه و تمرکز ما در این سوال بر اساس نقش  وتاثیرات جدی و عمیق اولین حرکت های فول و پیامدهای مخرب آن در زندگی مورد توجه قرار گرفته است ، بطور مثال از اولین سیبی که بدست پدر و مادرمان آدم و حوا از درخت ممنوعه کنده شد ، تا اولین ناصدافتی که پدر و مادرمان در حق ما روا داشتن تا اولین پُک مواد مخدری که ما مصرف کردیم ، تا اولین فیلم پورنوگرافی را که نگاه کردیم ، همه و همه بعدها بعنوان یک عامل منفی و مخرب در زندگی ما و دیگران ظهور یافت . ما از طریق ترازنامه گرفتن میکوشیم تا اولین عواملی که باعث الگوهای رفتاری ذهنی در ما شدند را شناسایی کرده و سپس آنها را برطرف کنیم و همینطور میکوشیم از رخداد اولین چیدن سیب های وسوسه آلود در زندگی خود دوری کنیم ، همینطور افکار ما را به این مسئله بر می انگیزد که اگر والدین ما به علت عدم آگاهی و مراقبت های صحیح در نحوه تعلیم و تربیت باعث بیمار شدن، ما شدند ، حداقل ما امروز با کسب آگاهیهای اصولی در نحوه آموزش و تربیت بکوشیم تا کودکان خود را درست تربیت کنیم  .https://telegram.me/nafasbenafas1